همه‌ی نوشته‌های AleiFarci2567shT56

ضمیمه ۸i: صلیب و معبد

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

صلیب و معبد دشمنِ یکدیگر نیستند و دو «مرحله» هم نیستند که یکی دیگری را لغو کند. شریعتِ خدا جاودان است (مزامیر ۱۱۹:۸۹؛ مزامیر ۱۱۹:۱۶۰؛ ملاکی ۳:۶). نظامِ معبد، با قربانی‌ها، کاهنان و احکام طهارت، توسط همان شریعتِ جاودان عطا شد. مرگِ عیسی حتی یک فرمان را لغو نکرد. بلکه ژرفای حقیقیِ آنچه آن فرمان‌ها از پیش می‌گفتند را آشکار ساخت. معبد برای پایان دادن به قربانی‌ها ویران نشد، بلکه به‌سبب داوری بر نافرمانی ویران شد (دوم تواریخ ۳۶:۱۴-۱۹؛ ارمیا ۷:۱۲-۱۴؛ لوقا ۱۹:۴۱-۴۴). وظیفهٔ ما این است که این حقایق را با هم نگه داریم، بی‌آنکه دینی تازه اختراع کنیم که شریعت را با تصورات انسانی دربارهٔ صلیب جایگزین سازد.

تعارضِ ظاهری: بره و مذبح

در نگاه نخست، چنین به‌نظر می‌رسد که تعارضی وجود دارد:

  • از یک سو، شریعتِ خدا که قربانی‌ها، هدایا و خدمتِ کاهنی را فرمان می‌دهد (لاویان ۱:۱-۲؛ خروج ۲۸:۱).
  • از سوی دیگر، عیسی که به‌عنوان «برهٔ خدا که گناهِ جهان را برمی‌دارد» معرفی می‌شود (یوحنا ۱:۲۹؛ اول یوحنا ۲:۲).

بسیاری به نتیجه‌ای می‌پرند که کتاب‌مقدس هرگز آن را مطرح نمی‌کند: «اگر عیسی بره است، پس قربانی‌ها پایان یافته، معبد تمام شده، و شریعتی که آن‌ها را فرمان داد دیگر اهمیتی ندارد.»

اما خودِ عیسی این منطق را نپذیرفت. او آشکارا گفت که نیامده است تا شریعت یا انبیا را لغو کند و حتی کوچک‌ترین خطی از شریعت فرو نخواهد افتاد تا آسمان و زمین بگذرد (متی ۵:۱۷-۱۹؛ لوقا ۱۶:۱۷). آسمان و زمین هنوز برقرارند. شریعت همچنان پابرجاست. فرمان‌های مربوط به قربانی‌ها، هدایا و معبد هرگز به زبانِ او لغو نشدند.

صلیب، احکامِ معبد را پاک نمی‌کند. صلیب نشان می‌دهد که آن‌ها حقیقتاً به چه چیزی اشاره می‌کردند.

عیسی به‌عنوان برهٔ خدا — تحقق بدون لغو

وقتی یوحنا، عیسی را «برهٔ خدا» خواند (یوحنا ۱:۲۹)، پایانِ نظامِ قربانی‌ها را اعلام نکرد؛ بلکه معنای حقیقیِ هر قربانی‌ای را که تا آن زمان با ایمان تقدیم شده بود، اعلام کرد. خونِ حیوانات به‌خودیِ خود قدرتی نداشت (اول پطرس ۱:۱۸-۲۰). قدرتِ آن از اطاعت از خدا و از آنچه نمایندگی می‌کرد می‌آمد: قربانیِ آیندهٔ برهٔ حقیقی. خدا سخنی نمی‌گوید و بعد خود را نقض کند (اعداد ۲۳:۱۹).

از آغاز، آمرزش همواره به همکاریِ دو چیز وابسته بوده است:

  • اطاعت از آنچه خدا فرمان داده است (تثنیه ۱۱:۲۶-۲۸؛ حزقیال ۲۰:۲۱)
  • تمهیدی که خودِ خدا برای پاکی مقرر کرده است (لاویان ۱۷:۱۱؛ عبرانیان ۹:۲۲)

در اسرائیلِ باستان، مطیعان به معبد می‌رفتند، قربانی‌ها را همان‌گونه که شریعت می‌خواست تقدیم می‌کردند و پاکیِ واقعی اما موقتیِ عهدی را دریافت می‌نمودند. امروز، مطیعان به‌وسیلهٔ پدر به‌سوی برهٔ حقیقی، عیسی، برای پاکیِ جاودان هدایت می‌شوند (یوحنا ۶:۳۷؛ یوحنا ۶:۳۹؛ یوحنا ۶:۴۴؛ یوحنا ۶:۶۵؛ یوحنا ۱۷:۶). الگو همان است: خدا هرگز سرکش را پاک نمی‌کند (اشعیا ۱:۱۱-۱۵).

اینکه عیسی برهٔ حقیقی است، فرمان‌های قربانی را پاره نمی‌کند؛ بلکه ثابت می‌کند که خدا هرگز با نمادها بازی نمی‌کرد. هر آنچه در معبد بود جدی بود و همگی به واقعیتی حقیقی اشاره داشتند.

چرا قربانی‌ها پس از صلیب ادامه یافتند

اگر خدا قصد داشت قربانی‌ها را همان لحظهٔ مرگِ عیسی لغو کند، معبد همان روز فرو می‌ریخت. اما چه رخ داد؟

  • حجابِ معبد دریده شد (متی ۲۷:۵۱)، اما بنا پابرجا ماند و پرستش در آن ادامه یافت (اعمال رسولان ۲:۴۶؛ اعمال رسولان ۳:۱؛ اعمال رسولان ۲۱:۲۶).
  • قربانی‌ها و آیین‌های معبدی هر روز ادامه داشت (اعمال رسولان ۳:۱؛ اعمال رسولان ۲۱:۲۶).
  • کاهنان همچنان خدمت می‌کردند (اعمال رسولان ۴:۱؛ اعمال رسولان ۶:۷).
  • اعیاد همچنان در اورشلیم نگاه داشته می‌شدند (اعمال رسولان ۲:۱؛ اعمال رسولان ۲۰:۱۶).
  • حتی پس از رستاخیز، ایماندارانِ عیسی در معبد دیده می‌شدند (اعمال رسولان ۲:۴۶؛ اعمال رسولان ۳:۱؛ اعمال رسولان ۵:۲۰-۲۱؛ اعمال رسولان ۲۱:۲۶)، و هزاران یهودیِ ایمان‌آورده «همگی نسبت به شریعت غیور بودند» (اعمال رسولان ۲۱:۲۰).

هیچ‌جا در شریعت، سخنانِ عیسی یا انبیا اعلام نشده است که قربانی‌ها بلافاصله پس از مرگِ مسیح گناه‌آلود یا بی‌اعتبار می‌شوند. هیچ نبوتی وجود ندارد که بگوید: «پس از مرگِ پسرم، آوردنِ حیوانات را متوقف کنید، زیرا شریعتِ قربانی لغو شده است.»

بلکه خدماتِ معبد ادامه یافت، زیرا خدا دو‌زبانه نیست (اعداد ۲۳:۱۹). او چیزی را مقدس فرمان نمی‌دهد و سپس بی‌سروصدا آن را ناپاک به‌شمار آورد. اگر قربانی‌ها در همان لحظهٔ مرگِ عیسی شورش شده بودند، خدا آن را آشکارا می‌گفت. نگفت.

ادامهٔ خدمتِ معبد پس از صلیب نشان می‌دهد که خدا هیچ فرمانِ وابسته به حرم را لغو نکرده بود. هر هدیه، هر آیینِ طهارت، هر خدمتِ کاهنی و هر عملِ ملیِ پرستش برقرار ماند، زیرا شریعتی که آن‌ها را بنا نهاد، تغییر نکرد.

ماهیتِ نمادینِ نظامِ قربانی

تمامِ نظامِ قربانی از نظرِ طراحی نمادین بود؛ نه به این معنا که اختیاری یا بی‌اقتدار باشد، بلکه چون به واقعیت‌هایی اشاره می‌کرد که تنها خودِ خدا روزی آن‌ها را به کمال می‌رسانْد. شفاها موقتی بودند، پاکی‌های آیینی زمان‌دار بودند و آمرزشِ گناه بارها باید دوباره جُسته می‌شد. هیچ‌یک پایانِ نهاییِ گناه یا مرگ نبودند؛ بلکه نمادهایی الهی بودند که به روزی اشاره می‌کردند که خدا مرگ را برای همیشه نابود خواهد کرد (اشعیا ۲۵:۸؛ دانیال ۱۲:۲).

صلیب این نهاییّت را ممکن ساخت، اما پایانِ واقعیِ گناه تنها پس از داوریِ نهایی و رستاخیز دیده خواهد شد (یوحنا ۵:۲۸-۲۹). از آنجا که خدماتِ معبد نمادهایی بودند که به واقعیت‌های جاودان اشاره می‌کردند، مرگِ عیسی آن‌ها را غیرضروری نساخت. آن‌ها تا زمانی برقرار ماندند که خدا خود معبد را در داوری برداشت — نه به‌سبب لغو توسط صلیب، بلکه چون خدا نمادها را قطع کرد در حالی که واقعیتِ نهایی هنوز در انتظارِ کمالِ پایانی است.

امروز آمرزش چگونه عمل می‌کند

اگر فرمان‌های قربانی هرگز لغو نشدند و اگر نظامِ معبد حتی پس از صلیب ادامه یافت — تا زمانی که خدا خود در سال ۷۰ میلادی به آن پایان داد — پرسش طبیعی این است: امروز چگونه کسی آمرزیده می‌شود؟ پاسخ همان الگویی است که خدا از آغاز مقرر کرد. آمرزش همواره از راه اطاعت از فرمان‌های خدا (دوم تواریخ ۷:۱۴؛ اشعیا ۵۵:۷) و از راه قربانی‌ای که خودِ خدا تعیین کرد می‌آید (لاویان ۱۷:۱۱). در اسرائیلِ باستان، مطیعان در مذبحِ اورشلیم پاکیِ آیینی می‌یافتند (لاویان ۴:۲۰؛ لاویان ۴:۲۶؛ لاویان ۴:۳۱؛ عبرانیان ۹:۲۲). امروز، مطیعان از طریق قربانیِ مسیح، برهٔ حقیقیِ خدا که گناه را برمی‌دارد، پاک می‌شوند (یوحنا ۱:۲۹).

این تغییرِ شریعت نیست. عیسی فرمان‌های قربانی را لغو نکرد (متی ۵:۱۷-۱۹). خدا تنها جای بیرونیِ تلاقیِ اطاعت و پاکی را تغییر داد. معیار همان است: خدا کسانی را می‌آمرزد که از او می‌ترسند و فرمان‌هایش را نگاه می‌دارند (مزامیر ۱۰۳:۱۷-۱۸؛ جامعه ۱۲:۱۳). هیچ‌کس نزدِ مسیح نمی‌آید مگر آنکه پدر او را جذب کند (یوحنا ۶:۳۷؛ یوحنا ۶:۳۹؛ یوحنا ۶:۴۴؛ یوحنا ۶:۶۵؛ یوحنا ۱۷:۶)، و پدر تنها کسانی را جذب می‌کند که شریعتِ او را حرمت می‌نهند (متی ۷:۲۱؛ متی ۱۹:۱۷؛ یوحنا ۱۷:۶؛ لوقا ۸:۲۱؛ لوقا ۱۱:۲۸).

در اسرائیلِ باستان، اطاعت شخص را به مذبح می‌برد؛ امروز اطاعت شخص را به مسیح می‌برد. صحنهٔ بیرونی تغییر کرده است، اما اصل نه. بی‌وفایانِ آن زمان با قربانی‌ها پاک نشدند (اشعیا ۱:۱۱-۱۶)، و بی‌وفایانِ امروز نیز با خونِ مسیح پاک نمی‌شوند (عبرانیان ۱۰:۲۶-۲۷). خدا همواره همان دو چیز را طلب کرده است: اطاعت از شریعتِ او و تسلیم به قربانی‌ای که خود تعیین کرده است.

از آغاز، هیچ‌گاه خونِ هیچ حیوانی یا هدیهٔ هیچ غله‌ای به‌راستی صلح میان گناهکار و خدا را برقرار نکرد. آن قربانی‌ها فرمانِ خدا بودند، اما منبعِ واقعیِ آشتی نبودند. کتاب‌مقدس می‌آموزد که محال است خونِ گاوان و بزها گناهان را بردارد (عبرانیان ۱۰:۴) و اینکه مسیح پیش از بنیادِ جهان شناخته شده بود (اول پطرس ۱:۱۹-۲۰). از عدن به این سو، صلح با خدا همواره از طریق پسرِ یگانهٔ بی‌گناه آمده است (یوحنا ۱:۱۸؛ یوحنا ۳:۱۶) — همان که همهٔ قربانی‌ها به او اشاره می‌کردند (یوحنا ۳:۱۴-۱۵؛ یوحنا ۳:۱۶). نمادهای بیرونی پایان یافتند، زیرا خدا آن‌ها را برداشت؛ اما واقعیتِ درونی — پاکی‌ای که از طریق پسرِ او به مطیعان عطا می‌شود — بی‌تغییر ادامه دارد (عبرانیان ۵:۹).

چرا خدا معبد را ویران کرد

اگر ویرانیِ معبد در سال ۷۰ میلادی برای «لغو قربانی‌ها» بود، کتاب‌مقدس چنین می‌گفت. نمی‌گوید. عیسی خود علت را توضیح داد: داوری. او بر اورشلیم گریست (لوقا ۱۹:۴۱-۴۴)، از فرو ریختنِ سنگ به سنگِ معبد هشدار داد (لوقا ۲۱:۵-۶) و اعلام کرد که خانه به‌سبب نشنیدنِ پیام‌آورانِ خدا متروک خواهد شد (متی ۲۳:۳۷-۳۸). این اعلامِ الهیاتِ تازه‌ای نبود؛ همان الگوی آشنای داوری بود (دوم تواریخ ۳۶:۱۴-۱۹؛ ارمیا ۷:۱۲-۱۴).

به بیان دیگر:

  • معبد به‌سبب گناه فرو افتاد، نه به‌سبب تغییرِ شریعت.
  • مذبح به‌سبب داوری برداشته شد، نه به‌سبب ناپاک شدنِ قربانی‌ها.

فرمان‌ها همچنان نوشته شده‌اند و جاودانه‌اند (مزامیر ۱۱۹:۱۶۰؛ ملاکی ۳:۶). آنچه خدا برداشت، ابزارِ اجرای آن‌ها بود.

صلیب مجوزِ دینی تازه بدون شریعت نداد

بخشِ بزرگی از آنچه امروز «مسیحیت» نامیده می‌شود بر دروغی ساده بنا شده است: «چون عیسی مُرد، شریعتِ قربانی‌ها، اعیاد، احکام طهارت، معبد و کاهنی همگی لغو شدند.» اما عیسی هرگز چنین نگفت؛ انبیایی که دربارهٔ او نبوت کردند نیز چنین نگفتند. بلکه مسیح روشن ساخت که پیروانِ راستین باید فرمان‌های پدرش را همان‌گونه که در عهدِ قدیم داده شده اطاعت کنند (متی ۷:۲۱؛ متی ۱۹:۱۷؛ یوحنا ۱۷:۶؛ لوقا ۸:۲۱؛ لوقا ۱۱:۲۸).

مرگِ عیسی به کسی اختیار نداد که:

  • احکامِ معبد را لغو کند
  • آیین‌هایی تازه برای جایگزینیِ فِصَح اختراع کند
  • دهیک را به حقوقِ شبانان تبدیل کند
  • نظامِ طهارتِ خدا را با آموزه‌های مدرن جایگزین سازد
  • اطاعت را اختیاری بداند

هیچ‌چیز در مرگِ عیسی مجوزِ بازنویسیِ شریعت نیست؛ بلکه جدیتِ خدا نسبت به گناه و اطاعت را تأیید می‌کند.

موضعِ امروز ما: اطاعتِ ممکن، حرمتِ ناممکن

صلیب و معبد در یک حقیقتِ گریزناپذیر به هم می‌رسند:

  • شریعت دست‌نخورده باقی مانده است (متی ۵:۱۷-۱۹؛ لوقا ۱۶:۱۷).
  • معبد به‌دستِ خدا برداشته شده است (لوقا ۲۱:۵-۶).

پس:

  • فرمان‌هایی که هنوز ممکن‌اند، باید بدون بهانه اطاعت شوند.
  • فرمان‌های وابسته به معبد باید همان‌گونه که نوشته شده‌اند حرمت نهاده شوند، اما اجرا نشوند؛ زیرا خودِ خدا مذبح و کاهنی را برداشت.

ما امروز نسخه‌ای انسانی از نظامِ قربانی نمی‌سازیم، زیرا خدا معبد را بازنگردانده است. و قربانی‌ها را لغو اعلام نمی‌کنیم، زیرا خدا هرگز آن‌ها را لغو نکرد.

ما میانِ صلیب و کوهِ معبدِ خالی با ترس و لرز می‌ایستیم، با دانستنِ اینکه:

  • عیسی برهٔ حقیقی است که مطیعانِ پدر را پاک می‌کند (یوحنا ۱:۲۹؛ یوحنا ۶:۴۴).
  • احکامِ معبد همچنان به‌عنوان فرایضِ جاودان نوشته شده‌اند (مزامیر ۱۱۹:۱۶۰).
  • ناممکن بودنِ کنونیِ آن‌ها نتیجهٔ داوریِ خداست، نه اجازهٔ ما برای اختراعِ جایگزین‌ها (لوقا ۱۹:۴۱-۴۴؛ لوقا ۲۱:۵-۶).

صلیب و معبد، با هم

راهِ درست هر دو افراط را رد می‌کند:

  • نه «عیسی قربانی‌ها را لغو کرد، پس شریعت اهمیتی ندارد».
  • نه «اکنون باید قربانی‌ها را به شیوهٔ خود و بدون معبدِ خدا بازسازی کنیم».

بلکه:

  • ایمان داریم که عیسی برهٔ خداست که برای مطیعانِ شریعتِ پدر فرستاده شد (یوحنا ۱:۲۹؛ یوحنا ۱۴:۱۵).
  • می‌پذیریم که خدا معبد را به‌سبب داوری برداشت، نه لغو (لوقا ۱۹:۴۱-۴۴؛ متی ۲۳:۳۷-۳۸).
  • هر فرمانی را که امروز از نظر فیزیکی ممکن است اطاعت می‌کنیم.
  • فرمان‌های وابسته به معبد را با نپذیرفتنِ جایگزین‌های انسانی حرمت می‌نهیم.

صلیب با معبد رقابت نمی‌کند؛ معنای معبد را آشکار می‌سازد. و تا زمانی که خدا آنچه را برداشته بازنگردانَد، وظیفهٔ ما روشن است:

  • اطاعتِ ممکن.
  • حرمتِ ناممکن.
  • و هرگز استفاده نکردن از صلیب به‌عنوان بهانه‌ای برای تغییرِ شریعتی که عیسی برای تحققِ آن آمد، نه برای نابودی‌اش (متی ۵:۱۷-۱۹).

ضمیمه ۸h: اطاعت جزئی و نمادینِ مرتبط با معبد

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

یکی از بزرگ‌ترین سوءبرداشت‌ها در دینِ معاصر این است که مردم گمان می‌کنند خدا اطاعتِ جزئی یا اطاعتِ نمادین را به‌جای فرمان‌هایی که او داده است می‌پذیرد. اما شریعتِ خدا دقیق است. هر واژه، هر جزئیات، و هر مرزی که از طریق انبیای او و از طریقِ مسیح آشکار شده، تمام وزنِ اقتدارِ او را بر خود دارد. هیچ چیز نباید افزوده شود. هیچ چیز نباید کاسته شود (تثنیه ۴:۲؛ تثنیه ۱۲:۳۲). همان لحظه‌ای که انسان تصمیم بگیرد بخشی از شریعتِ خدا را می‌توان تغییر داد، نرم کرد، جایگزین ساخت، یا دوباره تصویر کرد، دیگر از خدا اطاعت نمی‌کند — از خودش اطاعت می‌کند.

دقتِ خدا و ماهیتِ اطاعتِ حقیقی

خدا هرگز فرمان‌های مبهم نداد. او فرمان‌های دقیق داد. وقتی قربانی‌ها را فرمان داد، دربارهٔ حیوانات، کاهنان، مذبح، آتش، مکان و زمان‌بندی، جزئیات داد. وقتی اعیاد را فرمان داد، روزها، هدایا، شرایطِ طهارت، و مکانِ عبادت را تعریف کرد. وقتی نذرها را فرمان داد، مشخص کرد چگونه آغاز می‌شوند، چگونه ادامه می‌یابند، و چگونه باید پایان یابند. وقتی دهیک‌ها و نوبرانه‌ها را فرمان داد، تعریف کرد چه چیزی آورده می‌شود، کجا آورده می‌شود، و چه کسی آن را دریافت می‌کند. هیچ‌چیز به خلاقیتِ انسان یا تفسیرِ شخصی وابسته نبود.

این دقت تصادفی نیست. این بازتابِ شخصیتِ کسی است که شریعت را داد. خدا هرگز سهل‌انگار نیست، هرگز تقریبی نیست، و هرگز درِ بداهه‌سازی را باز نمی‌گذارد. او اطاعت از آنچه فرمان داده را می‌خواهد، نه اطاعت از آنچه مردم آرزو می‌کنند او فرمان داده بود.

پس وقتی کسی قانونی را به‌طور جزئی اطاعت می‌کند — یا اعمالِ لازم را با اعمالِ نمادین جایگزین می‌کند — دیگر از خدا اطاعت نمی‌کند. او از نسخه‌ای اطاعت می‌کند که خودش اختراع کرده است.

اطاعتِ جزئی، نافرمانی است

اطاعتِ جزئی تلاشی است برای نگه‌داشتنِ بخش‌های «آسان» یا «قابلِ‌قبول» یک فرمان، در حالی که بخش‌هایی که دشوار، پرهزینه، یا محدودکننده به نظر می‌رسند کنار گذاشته می‌شوند. اما شریعت به‌صورت تکه‌تکه نمی‌آید. اطاعتِ گزینشی یعنی ردّ اقتدارِ خدا بر بخش‌هایی که نادیده گرفته می‌شوند.

خدا بارها به اسرائیل هشدار داد که سرپیچی حتی از یک جزئیاتِ فرمان‌های او، شورش است (تثنیه ۲۷:۲۶؛ ارمیا ۱۱:۳-۴). عیسی نیز همین حقیقت را تأیید کرد، وقتی گفت هر کس حتی کوچک‌ترین فرمان را سست کند، در پادشاهی آسمان کوچک‌ترین خوانده می‌شود (متی ۵:۱۷-۱۹). مسیح هرگز اجازه نداد بخش‌های دشوار را کنار بگذاریم و بقیه را نگه داریم.

برای همه مهم است که بدانند احکامِ وابسته به معبد هرگز لغو نشدند. خدا معبد را برداشت، نه شریعت را. وقتی شریعت را نمی‌توان به‌طور کامل اطاعت کرد، اطاعتِ جزئی گزینه نیست. پرستنده باید با خودداری از تغییر دادنِ شریعت، آن را حرمت نهد.

اطاعتِ نمادین، عبادتِ ساختهٔ انسان است

اطاعتِ نمادین از این هم خطرناک‌تر است. این زمانی رخ می‌دهد که شخص می‌کوشد فرمانی ناممکن را با عملی نمادین جایگزین کند تا ظاهراً «به اصل فرمان احترام بگذارد». اما خدا جایگزین‌های نمادین را مجاز نکرد. وقتی معبد هنوز برپا بود، او به اسرائیل اجازه نداد قربانی‌ها را با دعاها جایگزین کند یا اعیاد را با مراقبه‌ها. او نذرِ نذیرِ نمادین را مجاز نکرد. او دهیکِ نمادین را مجاز نکرد. او هرگز به کسی نگفت که آیین‌های بیرونی می‌توانند با نسخه‌هایی ساده‌شده که انسان‌ها هر جا بخواهند انجام دهند جایگزین شوند.

ساختنِ اطاعتِ نمادین یعنی وانمود کنیم ناتوانیِ فیزیکیِ اطاعت، خدا را غافلگیر کرده است — گویی خدا به کمکِ ما نیاز دارد تا چیزی را که خودش برداشت «شبیه‌سازی» کنیم. اما این توهین به خداست. این فرمان‌های او را انعطاف‌پذیر، دقتِ او را قابل معامله، و ارادهٔ او را چیزی می‌پندارد که باید با خلاقیتِ انسان «کمک» شود.

اطاعتِ نمادین نافرمانی است، زیرا آنچه خدا گفته را با چیزی که او نگفته جایگزین می‌کند.

وقتی اطاعت ناممکن می‌شود، خدا خویشتن‌داری می‌خواهد، نه جایگزین

وقتی خدا معبد، مذبح و خدمتِ لاوی را برداشت، بیانی قاطع صادر کرد: برخی فرمان‌ها دیگر قابل انجام نیستند. اما او اجازه نداد چیزی جای آن‌ها را بگیرد.

واکنش درست به فرمانی که از نظر فیزیکی قابل اطاعت نیست ساده است:

تا وقتی خدا ابزارِ اطاعت را بازگرداند، از انجام آن خودداری کنید.

این نافرمانی نیست. این اطاعت از مرزهایی است که خودِ خدا قرار داده است. این ترس از خداوند است که در فروتنی و خویشتن‌داری آشکار می‌شود.

اختراعِ نسخهٔ نمادینِ شریعت فروتنی نیست — شورش است که لباسِ دینداری پوشیده است.

خطرِ «نسخه‌های قابل انجام»

دینِ معاصر اغلب می‌کوشد «نسخه‌های قابل انجام» از فرمان‌هایی بسازد که خدا انجامشان را ناممکن کرده است:

  • آیین عشای ربانی که اختراع شد تا جای قربانیِ فِصَح را بگیرد
  • کمک مالیِ ده‌درصدی که جای دهیکی را می‌گیرد که خدا تعریف کرده بود
  • «تمرین‌های عید» که جای هدایا و قربانی‌های فرمان‌داده‌شده در اورشلیم را می‌گیرند
  • رفتارهای نمادینِ نذیر که جای نذرِ واقعی را می‌گیرند
  • «تعالیم طهارتِ آیینی» که جای نظامِ طهارتِ کتاب‌مقدسی را می‌گیرند

هر یک از این اعمال از یک الگوی یکسان پیروی می‌کند:

  1. خدا فرمانی دقیق داد.
  2. خدا معبد را برداشت و اطاعت را ناممکن ساخت.
  3. انسان‌ها نسخه‌ای تغییر‌یافته اختراع کردند که می‌توانند انجام دهند.
  4. نامش را اطاعت گذاشتند.

اما خدا جایگزین‌های فرمان‌هایش را نمی‌پذیرد. او فقط همان اطاعتی را می‌پذیرد که خودش تعریف کرده است.

ساختنِ جایگزین یعنی القا کنیم خدا اشتباه کرده است — یعنی گویا خدا انتظار اطاعتِ ادامه‌دار داشت اما ابزارِ اطاعت را حفظ نکرد. این خلاقیتِ انسانی را راه‌حلِ «مشکلی» می‌داند که گویا خدا از آن غافل بوده است. این توهین به حکمتِ خداست.

اطاعت امروز: حرمت نهادن به شریعت بدون تغییر دادنِ آن

موضع درست امروز همان موضعی است که در سراسر کتاب‌مقدس لازم شمرده شده است: هر چه را خدا ممکن ساخته اطاعت کنید، و از تغییر دادنِ آنچه او ممکن نساخته سر باز زنید.

  • ما فرمان‌هایی را اطاعت می‌کنیم که به معبد وابسته نیستند.
  • فرمان‌هایی را که به معبد وابسته‌اند با خودداری از تغییر دادنِ آن‌ها حرمت می‌نهیم.
  • اطاعتِ جزئی را رد می‌کنیم.
  • اطاعتِ نمادین را رد می‌کنیم.
  • آن‌قدر از خدا می‌ترسیم که فقط همان را اطاعت کنیم که او فرمان داده است، آن‌گونه که او فرمان داده است.

این ایمانِ حقیقی است. این اطاعتِ حقیقی است. هر چیز دیگر، دینی است ساختهٔ انسان.

دلی که از کلامِ او می‌لرزد

خدا از پرستنده‌ای خشنود است که از کلامِ او می‌لرزد (اشعیا ۶۶:۲) — نه از پرستنده‌ای که کلامِ او را بازسازی می‌کند تا آن را راحت یا ممکن سازد. انسانِ فروتن از ساختنِ قوانین تازه برای جایگزین کردنِ آنچه خدا موقتاً دور از دسترس گذاشته است خودداری می‌کند. او می‌داند که اطاعت همیشه باید با همان فرمانی مطابق باشد که خدا واقعاً گفته است.

شریعتِ خدا همچنان کامل است. هیچ چیز لغو نشده است. اما همهٔ فرمان‌ها امروز قابل اطاعت نیستند. پاسخِ وفادارانه این است: اطاعتِ جزئی را نپذیریم، اطاعتِ نمادین را رد کنیم، و شریعت را دقیقاً همان‌گونه که خدا داده است حرمت نهیم.


ضمیمه ۸g: احکام نذیر و نذرها، چرا امروز قابل اجرا نیستند

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

احکام مربوط به نذرها، از جمله نذر نذیر، نشان می‌دهد که تا چه اندازه برخی از فرمان‌های تورات به نظام معبدی که خدا برقرار کرده بود وابسته‌اند. از آنجا که معبد، مذبح و کهانتِ لاوی برداشته شده‌اند، این نذرها امروز قابل تکمیل نیستند. تلاش‌های معاصر برای تقلید یا «روحانی‌سازی» این نذرها — به‌ویژه نذر نذیر — اطاعت نیست، بلکه اختراع انسانی است. شریعت تعریف می‌کند که این نذرها چه هستند، چگونه آغاز می‌شوند، چگونه پایان می‌یابند و چگونه باید در حضور خدا تکمیل شوند. بدون معبد، هیچ نذری از تورات نمی‌تواند همان‌گونه که خدا فرمان داده است به انجام برسد.

آنچه شریعت دربارهٔ نذرها فرمان داد

شریعت با نذرها نهایت جدیت را دارد. وقتی کسی برای خدا نذری می‌کرد، آن نذر به تعهدی الزام‌آور تبدیل می‌شد که باید دقیقاً همان‌گونه که وعده داده شده بود انجام می‌گرفت (اعداد ۳۰:۱-۲؛ تثنیه ۲۳:۲۱-۲۳). خدا هشدار داد که تأخیر یا کوتاهی در انجام نذر، گناه است. اما انجام نذر صرفاً درونی یا نمادین نبود — بلکه نیازمند عمل، قربانی‌ها و درگیر بودنِ عبادتگاهِ خدا بود.

بسیاری از نذرها شامل قربانی‌های شکرگزاری یا هدایا‌ی ارادی می‌شدند؛ یعنی نذر باید بر مذبحِ خدا، در مکانی که او برگزیده بود، به انجام می‌رسید (تثنیه ۱۲:۵-۷؛ تثنیه ۱۲:۱۱). بدون مذبح، هیچ نذری نمی‌توانست به پایان برسد.

نذر نذیر: شریعتی وابسته به معبد

نذر نذیر روشن‌ترین نمونهٔ فرمانی است که امروز قابل انجام نیست، هرچند برخی رفتارهای ظاهریِ مرتبط با آن هنوز قابل تقلید است. اعداد ۶ نذر نذیر را به‌تفصیل شرح می‌دهد و تمایزی روشن میان نشانه‌های بیرونیِ جدایی و الزاماتِ ضروری برای معتبر بودن نذر در حضور خدا قائل می‌شود.

نشانه‌های بیرونی عبارت‌اند از:

  • دوری از شراب و همهٔ فرآورده‌های انگور (اعداد ۶:۳-۴)
  • بلند کردن مو و نزدن تیغ بر سر (اعداد ۶:۵)
  • پرهیز از نجاستِ مرده (اعداد ۶:۶-۷)

اما هیچ‌یک از این رفتارها نذر نذیر را ایجاد یا کامل نمی‌کند. بر اساس شریعت، نذر تنها زمانی کامل می‌شود — و تنها آنگاه در حضور خدا پذیرفته است — که شخص به عبادتگاه برود و قربانی‌های مقرر را تقدیم کند:

  • قربانی سوختنی
  • قربانی گناه
  • قربانی سلامتی
  • هدایای آردی و نوشیدنی

این قربانی‌ها به‌عنوان پایانِ ضروری نذر فرمان داده شده بودند (اعداد ۶:۱۳-۲۰). بدون آن‌ها، نذر ناتمام و نامعتبر باقی می‌ماند. خدا همچنین مقرر کرد که اگر نجاستی ناخواسته رخ دهد، قربانی‌های اضافی لازم است؛ یعنی نذر بدون نظام معبد نه می‌تواند ادامه یابد و نه دوباره آغاز شود (اعداد ۶:۹-۱۲).

از همین رو، نذر نذیر امروز نمی‌تواند وجود داشته باشد. شخص می‌تواند برخی اعمال ظاهری را تقلید کند، اما نمی‌تواند وارد نذری شود که خدا تعریف کرده، آن را ادامه دهد یا به پایان برساند. بدون مذبح، کهانت و عبادتگاه، نذر نذیر وجود ندارد — فقط تقلید انسانی باقی می‌ماند.

اسرائیل چگونه اطاعت می‌کرد

اسرائیلیانِ وفادار که نذر نذیر می‌گرفتند، شریعت را از آغاز تا پایان اطاعت می‌کردند. آنان در روزهای نذر خود جدا می‌شدند، از نجاست پرهیز می‌کردند و سپس برای تکمیل نذر، با قربانی‌هایی که خدا مقرر کرده بود، به عبادتگاه می‌رفتند. حتی نجاستِ تصادفی نیز قربانی‌های مشخصی برای «بازنشانی» نذر لازم داشت (اعداد ۶:۹-۱۲).

هیچ اسرائیلی هرگز نذر نذیر را در کنیسه‌ای محلی، خانه‌ای شخصی یا مراسمی نمادین به پایان نرساند. این کار باید در عبادتگاهی انجام می‌شد که خدا برگزیده بود.

همین امر دربارهٔ دیگر نذرها نیز صادق است. انجام نذرها به قربانی نیاز داشت، و قربانی به معبد نیازمند بود.

چرا این نذرها امروز قابل اطاعت نیستند

نذر نذیر — و هر نذری در تورات که قربانی می‌طلبد — امروز قابل تکمیل نیست، زیرا مذبحِ خدا دیگر وجود ندارد. معبد از میان رفته است. کهانت خدمت نمی‌کند. عبادتگاه غایب است. و بدون این‌ها، عمل نهایی و ضروریِ نذر نمی‌تواند انجام شود.

تورات اجازه نمی‌دهد نذر نذیر «به‌صورت روحانی» و بدون قربانی پایان یابد. به معلمان معاصر اجازه نمی‌دهد پایان‌های نمادین، مراسم جایگزین یا تفسیرهای خصوصی بسازند. خدا تعیین کرده است که نذر چگونه باید پایان یابد، و او ابزارِ اطاعت را برداشته است.

از این‌رو:

  • امروز هیچ‌کس نمی‌تواند نذر نذیر را مطابق تورات بگیرد.
  • هیچ نذری که قربانی می‌طلبد امروز قابل انجام نیست.
  • هر تلاش نمادین برای تقلید این نذرها اطاعت نیست.

این احکام جاودان باقی می‌مانند، اما اطاعت از آن‌ها تا زمانی که خدا معبد را بازگرداند ناممکن است.

عیسی این احکام را لغو نکرد

عیسی هرگز احکام نذرها را لغو نکرد. او مردم را از نذرهای بی‌پروا به سبب الزام‌آور بودنشان برحذر داشت (متی ۵:۳۳-۳۷)، اما حتی یک الزام نوشته‌شده در اعداد یا تثنیه را برنداشت. او هرگز به شاگردانش نگفت که نذر نذیر منسوخ شده یا نذرها دیگر به عبادتگاه نیاز ندارند.

تراشیدن موی سرِ پولُس (اعمال رسولان ۱۸:۱۸) و مشارکت او در هزینه‌های تطهیر در اورشلیم (اعمال رسولان ۲۱:۲۳-۲۴) تأیید می‌کند که عیسی احکام نذرها را لغو نکرد و این‌که پیش از ویرانی معبد، اسرائیلیان همچنان نذرهای خود را دقیقاً مطابق تورات انجام می‌دادند. پولس هیچ‌چیز را به‌صورت خصوصی یا در کنیسه کامل نکرد؛ او به اورشلیم، به معبد و به مذبح رفت، زیرا شریعت تعیین کرده بود که نذر کجا باید به پایان برسد. تورات تعریف می‌کند نذر نذیر چیست، و بر اساس تورات، هیچ نذری بدون قربانی در عبادتگاهِ خدا قابل انجام نیست.

اطاعت نمادین، نافرمانی است

همان‌گونه که در مورد قربانی‌ها، اعیاد، دهیک‌ها و احکام طهارت است، برداشته شدنِ معبد ما را وادار می‌کند این احکام را گرامی بداریم — نه با اختراعِ جایگزین‌ها، بلکه با خودداری از ادعای اطاعت در جایی که اطاعت ناممکن است.

تقلید نذر نذیر امروز با بلند کردن مو، پرهیز از شراب یا دوری از مراسم خاکسپاری، اطاعت نیست. این عملی نمادین است که از فرمان‌هایی که خدا واقعاً داده جدا شده است. بدون قربانی‌ها در عبادتگاه، نذر از همان ابتدا نامعتبر است.

خدا اطاعت نمادین را نمی‌پذیرد. پرستنده‌ای که از خدا می‌ترسد، برای معبد یا مذبح جایگزین اختراع نمی‌کند. او با شناختِ محدودیت‌هایی که خودِ خدا قرار داده است، به شریعت احترام می‌گذارد.

آنچه را می‌توان اطاعت کرد اطاعت می‌کنیم، و آنچه را نمی‌توان حرمت می‌نهیم

نذر نذیر مقدس است. نذرها به‌طور کلی مقدس‌اند. هیچ‌یک از این احکام لغو نشده‌اند، و هیچ‌چیز در تورات نشان نمی‌دهد که روزی با اعمال نمادین یا نیت‌های درونی جایگزین شوند.

اما خدا معبد را برداشت. بنابراین:

  • نمی‌توانیم نذر نذیر را کامل کنیم.
  • نمی‌توانیم نذرهایی را که قربانی می‌طلبند به پایان برسانیم.
  • با وانمود نکردنِ اطاعتِ نمادین، این احکام را حرمت می‌نهیم.

اطاعت امروز به معنای نگه‌داشتن فرمان‌هایی است که هنوز قابل نگه‌داشتن‌اند و حرمت نهادن به بقیه تا زمانی که خدا عبادتگاه را بازگرداند. نذر نذیر همچنان در شریعت نوشته شده است، اما تا زمانی که مذبح دوباره برپا نشود قابل اطاعت نیست.


ضمیمه ۸f: آیین عشای ربانی، شام آخرِ عیسی عید فِصَح بود

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که فقط زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

آیین عشای ربانی یکی از روشن‌ترین نمونه‌هایی است که این مجموعه افشا می‌کند: «اطاعت نمادین»‌ای که انسان‌ها اختراع کرده‌اند تا جای فرمان‌هایی را بگیرد که خودِ خدا، وقتی معبد، مذبح و کهانتِ لاوی را برداشت، اجرای آن‌ها را ناممکن ساخت. شریعت خدا هرگز فرمان نداد که به‌جای قربانی‌ها یا فِصَح، آیینی تکرارشونده با نان و شراب برگزار شود. عیسی هرگز احکامِ معبد را لغو نکرد، و هرگز آیینی تازه را برای جایگزینیِ آن‌ها برقرار نساخت. آنچه امروز «شام خداوند» نامیده می‌شود، فرمانی از تورات نیست و قانونی از شریعت خدا که مستقل از معبد باشد به شمار نمی‌آید. این آیینی انسانی است که بر سوءبرداشتی از آنچه عیسی در آخرین فِصَح خود انجام داد بنا شده است.

الگوی شریعت: قربانی واقعی، خون واقعی، مذبح واقعی

در شریعت، آمرزش و یادآوری هرگز به نمادهایی بدون قربانی پیوند نخورده بود. الگوی مرکزی روشن است: گناه زمانی رسیدگی می‌شود که خونِ واقعی بر مذبحی واقعی، در مکانی که خدا برای نام خود برگزیده است، ارائه گردد (لاویان ۱۷:۱۱؛ تثنیه ۱۲:۵-۷). این امر در مورد قربانی‌های روزانه، قربانی‌های گناه، قربانی‌های سوختنی، و حتی خودِ برهٔ فِصَح صادق است (خروج ۱۲:۳-۱۴؛ تثنیه ۱۶:۱-۷).

وعدهٔ غذاییِ فِصَح یک آیین آزاد یا یادبود نمادین نبود. این آیینی فرمان‌داده‌شده بود که شامل موارد زیر می‌شد:

  • بره‌ای واقعی، بی‌عیب
    • خروج ۱۲:۳ — هر خانواده باید طبق فرمان خدا بره‌ای برگزیند.
    • خروج ۱۲:۵ — بره باید بی‌عیب، نر و یک‌ساله باشد.
  • خونی واقعی، دقیقاً همان‌گونه که خدا دستور داده بود
    • خروج ۱۲:۷ — خونِ بره باید بر چارچوب درها و سرِ در نهاده می‌شد.
    • خروج ۱۲:۱۳ — خون نشانه بود؛ خدا فقط جایی را که خونِ واقعی بود «عبور می‌کرد».
  • نانِ فطیر و سبزی‌های تلخ
    • خروج ۱۲:۸ — بره باید با نانِ فطیر و سبزی‌های تلخ خورده می‌شد.
    • تثنیه ۱۶:۳ — هفت روز نباید نانِ خمیرشده خورده می‌شد، بلکه فقط نانِ مشقت.
  • زمان‌بندی و ترتیب مشخص
    • خروج ۱۲:۶ — بره باید در غروبِ روز چهاردهم کشته می‌شد.
    • لاویان ۲۳:۵ — فِصَح در روز چهاردهمِ ماهِ اول، در وقتِ مقرر است.

بعدها خدا فِصَح را متمرکز ساخت: دیگر قربانی کردنِ بره در هر شهر مجاز نبود، بلکه فقط در مکانی که او برگزیده بود، در برابرِ مذبحِ او (تثنیه ۱۶:۵-۷). تمام این نظام به معبد وابسته بود. چیزی به نام فِصَحِ «نمادین» بدون قربانی وجود نداشت.

اسرائیل چگونه رهایی را به یاد می‌آورد

خودِ خدا تعیین کرد که اسرائیل چگونه خروج از مصر را به یاد آورد. این کار نه با تأملی ساده و نه با ژستی نمادین انجام می‌شد، بلکه از طریق خدمتِ سالانهٔ فِصَح که او فرمان داده بود (خروج ۱۲:۱۴؛ خروج ۱۲:۲۴-۲۷). فرزندان می‌پرسیدند: «این خدمت چه معنایی دارد؟» و پاسخ به خونِ بره و اعمالِ خدا در آن شب پیوند می‌خورد (خروج ۱۲:۲۶-۲۷).

وقتی معبد برپا بود، اسرائیلِ وفادار با بالا رفتن به اورشلیم، ذبحِ بره در عبادتگاه، و خوردنِ فِصَح همان‌گونه که خدا فرمان داده بود اطاعت می‌کرد (تثنیه ۱۶:۱-۷). هیچ نبی‌ای هرگز اعلام نکرد که روزی این آیین با تکه‌ای نان و جرعه‌ای شراب در ساختمان‌هایی پراکنده میان ملت‌ها جایگزین خواهد شد. شریعت چنین جایگزینی را نمی‌شناسد. تنها فِصَحی را می‌شناسد که خدا آن را تعریف کرده است.

عیسی و آخرین فِصَح او

اناجیل روشن‌اند: وقتی عیسی در شبی که تسلیم شد با شاگردانش غذا خورد، آن شب فِصَح بود، نه آیینی تازه برای غیر یهودیان (متی ۲۶:۱۷-۱۹؛ مرقس ۱۴:۱۲-۱۶؛ لوقا ۲۲:۷-۱۵). او در اطاعت کامل از فرمان‌های پدرش گام برمی‌داشت و همان فِصَحی را نگاه می‌داشت که خدا مقرر کرده بود.

در آن سفره، عیسی نان را گرفت و گفت: «این است بدنِ من»، و جام را گرفت و از خونِ عهد سخن گفت (متی ۲۶:۲۶-۲۸؛ مرقس ۱۴:۲۲-۲۴؛ لوقا ۲۲:۱۹-۲۰). او نه فِصَح را لغو می‌کرد، نه قربانی‌ها را باطل می‌ساخت، و نه قوانینی تازه برای آیین‌های مذهبیِ غیر یهودیان می‌نوشت. او توضیح می‌داد که مرگِ خودِ او، به‌عنوان برهٔ حقیقیِ خدا، معنای کاملِ همهٔ آنچه شریعت از پیش فرمان داده بود را آشکار می‌کند.

وقتی گفت: «این را به یاد من انجام دهید» (لوقا ۲۲:۱۹)، «این» به وعدهٔ غذاییِ فِصَحی اشاره داشت که در حال خوردنِ آن بودند، نه به آیینی کاملاً تازه که از شریعت، معبد و مذبح جدا شده باشد. هیچ فرمانی از دهانِ او برای برپایی آیینی مستقل، بی‌نیاز از معبد، با زمان‌بندی، قواعد و روحانیتِ خاصِ خود وجود ندارد. او پیش‌تر گفته بود که برای لغوِ شریعت یا انبیا نیامده است و حتی کوچک‌ترین جزءِ شریعت فرو نخواهد افتاد (متی ۵:۱۷-۱۹). او هرگز نگفت: «پس از مرگِ من، فِصَح را فراموش کنید و به‌جای آن آیینی با نان و شراب بسازید.»

برداشته شدنِ معبد، نه لغو شدنِ شریعت

عیسی ویرانیِ معبد را پیشگویی کرد (لوقا ۲۱:۵-۶). وقتی این امر در سال ۷۰ میلادی رخ داد، قربانی‌ها متوقف شد، مذبح از میان رفت، و خدمتِ لاوی پایان یافت. اما هیچ‌یک از این‌ها لغوِ شریعت نبود. این داوری بود. فرمان‌های مربوط به قربانی‌ها و فِصَح همچنان نوشته‌شده و دست‌نخورده باقی ماندند. آن‌ها صرفاً به این دلیل ناممکن شدند که خدا نظامی را که این فرامین در آن عمل می‌کردند برداشت.

انسان‌ها چه کردند؟ به‌جای پذیرش این حقیقت که برخی احکام باید حرمت نهاده شوند اما تا زمانی که خدا عبادتگاه را بازگرداند قابل اجرا نیستند، رهبرانِ مذهبی آیینی تازه ساختند — آیین عشای ربانی — و اعلام کردند که این اختراع اکنون راهِ «یاد کردنِ» عیسی و «سهیم شدن» در قربانیِ اوست. آن‌ها نان و جام را از سفرهٔ فِصَح برداشتند و ساختاری کاملاً تازه پیرامون آن بنا کردند؛ ساختاری بیرون از معبد، بیرون از شریعت، و بیرون از هر آنچه خدا خود فرمان داده بود.

چرا آیین عشای ربانی اطاعتِ نمادین است

آیین عشای ربانی تقریباً در همه‌جا به‌عنوان جایگزینی برای قربانی‌های معبد و فِصَح عرضه می‌شود. به مردم گفته می‌شود که با خوردنِ نان و نوشیدنِ شراب (یا آب‌میوه) در ساختمانِ کلیسا یا هر جای دیگر، فرمانِ مسیح را اطاعت می‌کنند و آنچه شریعت به آن اشاره می‌کرد را به انجام می‌رسانند. اما این دقیقاً همان نوع اطاعتِ نمادینی است که خدا آن را مجاز ندانسته است.

شریعت هرگز نگفت که نمادی بدون مذبح و بدون خون می‌تواند جای قربانی‌های فرمان‌داده‌شده را بگیرد. عیسی چنین چیزی نگفت. انبیا چنین چیزی نگفتند. هیچ شریعتی وجود ندارد که این موارد را تعریف کند:

  • این آیین تازه هر چند وقت یک‌بار باید انجام شود
  • چه کسی باید آن را برگزار کند
  • کجا باید انجام شود
  • اگر کسی هرگز در آن شرکت نکند چه رخ می‌دهد

همانند فریسیان، صدوقیان و کاتبان، همهٔ این جزئیات توسط انسان‌ها اختراع شده است (مرقس ۷:۷-۹). الهیاتِ کامل بر پایهٔ این آیین ساخته شده است — برخی آن را «سَرمَنت» می‌نامند، برخی «تجدیدِ عهد» — اما هیچ‌یک از این‌ها از شریعت خدا یا از سخنانِ عیسی در اناجیل، در چارچوب درستِ آن‌ها، برنمی‌آید.

نتیجه فاجعه‌بار است: انبوهی از مردم گمان می‌کنند با شرکت در آیینی که خدا هرگز فرمان نداده است، در حال «اطاعت» از او هستند. احکامِ حقیقیِ معبد همچنان پابرجاست، اما به‌سبب برداشته شدنِ معبد از سوی خدا ناممکن شده است؛ و به‌جای احترام گذاشتن به این واقعیت با ترس و فروتنی، مردم اصرار دارند وانمود کنند که خدمتی نمادین می‌تواند جای آن‌ها را بگیرد.

یاد کردن از عیسی بدون اختراعِ قوانین تازه

کتاب‌مقدس ما را بدون راهنما رها نکرده است تا بدانیم پس از عروجِ مسیح چگونه باید او را حرمت نهیم. خودِ عیسی گفت: «اگر مرا دوست دارید، فرمان‌های مرا نگاه دارید» (یوحنا ۱۴:۱۵). او همچنین پرسید: «چرا مرا «خداوند، خداوند» می‌خوانید، اما آنچه می‌گویم انجام نمی‌دهید؟» (لوقا ۶:۴۶).

راهِ یاد کردنِ او نه از طریق آیین‌های اختراعی، بلکه از طریق اطاعت از همهٔ آن چیزی است که پدرش از پیش به‌وسیلهٔ انبیای پیش از مسیح و به‌وسیلهٔ خودِ مسیح گفته بود.

ما آنچه را قابل اطاعت است اطاعت می‌کنیم، و آنچه را قابل اطاعت نیست حرمت می‌نهیم

شریعت دست‌نخورده باقی مانده است. فِصَح و نظامِ قربانی همچنان به‌عنوان احکامی جاودان نوشته شده‌اند، اما اطاعت از آن‌ها اکنون ناممکن است، زیرا خودِ خدا معبد، مذبح و کهانت را برداشته است. آیین عشای ربانی این واقعیت را تغییر نمی‌دهد. نانِ نمادین و شرابِ نمادین را به اطاعت تبدیل نمی‌کند. احکامِ معبد را به انجام نمی‌رساند. از تورات نیامده است، و عیسی هرگز آن را به‌عنوان فرمانی مستقل برای ملت‌ها مقرر نکرد.

ما امروز آنچه را می‌توان اطاعت کرد اطاعت می‌کنیم: فرمان‌هایی که به معبد وابسته نیستند. و آنچه را قابل اطاعت نیست با خودداری از اختراعِ جانشین‌ها حرمت می‌نهیم. آیین عشای ربانی تلاشی انسانی برای پر کردنِ خلأیی است که خودِ خدا ایجاد کرده است. ترسِ حقیقی از یهوه ما را وادار می‌کند این توهّمِ اطاعت را رد کنیم و به آنچه او واقعاً فرمان داده است بازگردیم.


ضمیمه ۸e: دهیک‌ها و نوبرانه‌ها، چرا امروز قابل اجرا نیستند

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

دهیک‌ها و نوبرانه‌ها بخش‌هایی مقدس از افزایشِ اسرائیل بودند — هم از زمین (تثنیه ۱۴:۲۲) و هم از گله (لاویان ۲۷:۳۲) — که خدا فرمان داده بود در عبادتگاهِ او، در برابر مذبحِ او، و به دستِ کاهنانِ لاوی تقدیم شوند. این فرامین هرگز لغو نشدند. عیسی هرگز آن‌ها را باطل نکرد. اما خدا معبد، مذبح و کهانت را برداشت، و بدین‌سان اطاعت از آن‌ها امروز ناممکن شد. همانند همهٔ احکامِ وابسته به معبد، جایگزین‌های نمادین اطاعت نیستند، بلکه اختراعات انسانی‌اند.

آنچه شریعت فرمان داد

شریعت دهیک را با دقتی مطلق تعریف کرد. اسرائیل موظف بود یک‌دهمِ تمام افزایش — غله، شراب، روغن و دام — را جدا کرده و به مکانی که خدا برمی‌گزید بیاورد (تثنیه ۱۴:۲۲-۲۳). دهیک به‌طور محلی توزیع نمی‌شد. به آموزگارانِ انتخابیِ افراد داده نمی‌شد. به کمکِ مالیِ پولی تبدیل نمی‌شد، مگر در حالتِ محدودِ فاصلهٔ طولانی؛ و حتی در آن صورت نیز پول باید در داخلِ عبادتگاه، در حضورِ خدا خرج می‌شد (تثنیه ۱۴:۲۴-۲۶).

دهیک از آنِ لاویان بود، زیرا آنان سهمی از زمین نداشتند (اعداد ۱۸:۲۱). اما حتی لاویان نیز موظف بودند «دهیکِ دهیک» را نزد کاهنان، بر مذبح، بیاورند (اعداد ۱۸:۲۶-۲۸). تمام این نظام به معبدی فعال وابسته بود.

نوبرانه‌ها حتی ساختارمندتر بودند. عبادت‌کننده نخستینِ محصول را مستقیماً نزد کاهن می‌برد، آن را در برابر مذبح می‌نهاد و اعلامیه‌ای شفاهی را که خدا فرمان داده بود بر زبان می‌آورد (تثنیه ۲۶:۱-۱۰). این عمل به عبادتگاه، کهانت و مذبح نیاز داشت.

اسرائیل چگونه اطاعت می‌کرد

اسرائیل این احکام را تنها به شکلی اطاعت می‌کرد که اطاعت ممکن بود: با آوردنِ فیزیکیِ دهیک‌ها و نوبرانه‌ها به معبد (ملاکی ۳:۱۰). هیچ اسرائیلی نسخه‌ای نمادین یا «روحانی» اختراع نکرد. هیچ درصدی هرگز به رهبرانِ محلیِ مذهبی هدایت نشد. هیچ تفسیر تازه‌ای افزوده نشد. پرستش همان اطاعت بود، و اطاعت دقیقاً همان چیزی بود که خدا فرمان داده بود.

دهیکِ سالِ سوم نیز به لاویان وابسته بود، زیرا این لاویان بودند — نه افرادِ خصوصی — که در برابرِ خدا مسئولِ دریافت و توزیع آن بودند (تثنیه ۱۴:۲۷-۲۹). در هر مرحله، دهیک و نوبرانه‌ها در درونِ نظامی وجود داشتند که خدا برقرار کرده بود: معبد، مذبح، لاویان، کاهنان و طهارتِ آیینی.

چرا اطاعت امروز ناممکن است

امروز معبد وجود ندارد. مذبح وجود ندارد. کهانتِ لاوی خدمت نمی‌کند. نظامِ طهارت بدون عبادتگاه نمی‌تواند عمل کند. بدون این ساختارهای الهی، هیچ‌کس نمی‌تواند دهیک یا نوبرانه‌ها را به‌جا آورد.

خودِ خدا پیشگویی کرده بود که اسرائیل «روزهای بسیار بدون قربانی و ستون، بدون افود و ترافیم» خواهد بود (هوشع ۳:۴). هنگامی که او معبد را برداشت، توانِ اطاعت از هر شریعتی را که به آن وابسته بود نیز برداشت.

بنابراین:

  • هیچ شبانِ مسیحی، مبشر، خاخامِ مسیحایی یا هیچ خادمِ مذهبیِ دیگری نمی‌تواند دهیکِ کتاب‌مقدسی دریافت کند.
  • هیچ جماعتی نمی‌تواند نوبرانه‌ها را جمع‌آوری کند.
  • هیچ بخششِ نمادینی این احکام را به‌جا نمی‌آورد.

شریعت اطاعت را تعریف می‌کند، و هیچ چیزِ دیگری اطاعت نیست.

سخاوت تشویق می‌شود — اما دهیک نیست

برداشته شدنِ معبد، دعوتِ خدا به دلسوزی را از میان نبرد. هم پدر و هم عیسی سخاوت را، به‌ویژه نسبت به فقیران، مظلومان و نیازمندان، تشویق می‌کنند (تثنیه ۱۵:۷-۱۱؛ متی ۶:۱-۴؛ لوقا ۱۲:۳۳). بخششِ آزادانه نیکوست. کمکِ مالی به کلیسا یا هر خدمتی ممنوع نیست. پشتیبانی از کارِ صالح، کاری شریف است.

اما سخاوت، دهیک نیست.

دهیک نیازمندِ این‌ها بود:

  • درصدی ثابت
  • اقلامی مشخص (افزایشِ کشاورزی و دام)
  • مکانی مشخص (عبادتگاه یا معبد)
  • گیرنده‌ای مشخص (لاویان و کاهنان)
  • وضعیتی از طهارتِ آیینی

هیچ‌یک از این‌ها امروز وجود ندارد.

سخاوت، در مقابل:

  • درصدی فرمان‌داده‌شده از سوی خدا ندارد
  • به شریعتِ معبد وابسته نیست
  • داوطلبانه است، نه فرمانِ قانونی
  • بیانِ دلسوزی است، نه جایگزینِ دهیک یا نوبرانه‌ها

آموزشِ این‌که مؤمن امروز «باید ده درصد بدهد»، افزودن بر کتاب‌مقدس است. شریعتِ خدا به هیچ رهبری — کهن یا معاصر — اجازه نمی‌دهد نظامی تازه از بخششِ اجباری را به‌جای دهیک اختراع کند. عیسی آن را تعلیم نداد. انبیا آن را تعلیم ندادند. رسولان آن را تعلیم ندادند.

دهیکِ اختراعی نافرمانی است، نه اطاعت

برخی امروز می‌کوشند بخششِ مالی را به «دهیکی مدرن» تبدیل کنند و ادعا می‌کنند که هدف باقی مانده است، حتی اگر نظامِ معبد از میان رفته باشد. اما این دقیقاً همان نوع اطاعتِ نمادینی است که خدا آن را رد می‌کند. شریعت اجازه نمی‌دهد دهیک بازتفسیر شود، جابه‌جا گردد یا به گیرنده‌ای دیگر سپرده شود. شبان لاوی نیست. کلیسا یا جماعتِ مسیحایی معبد نیست. اعانه نوبرانه نیست. پولی که در سینی جمع‌آوری گذاشته می‌شود اطاعت نمی‌گردد.

همان‌گونه که در مورد قربانی‌ها، هدایای اعیاد و آیین‌های طهارت است، ما با خودداری از جایگزین کردنِ فرامینِ الهی با اختراعاتِ انسانی، به آنچه شریعت فرمان داده احترام می‌گذاریم.

ما آنچه را قابل اطاعت است اطاعت می‌کنیم، و آنچه را قابل اطاعت نیست حرمت می‌نهیم

دهیک‌ها و نوبرانه‌ها همچنان فرامینِ جاودان‌اند، اما اطاعت از آن‌ها تا زمانی که خدا خود معبد، مذبح، کهانت و نظامِ طهارت را بازگرداند، ناممکن است. تا آن روز، ما در ترسِ خداوند گام برمی‌داریم و هرگاه توان داریم سخاوتمندانه می‌بخشیم — نه به‌عنوان دهیک، نه به‌عنوان نوبرانه، نه به اطاعت از درصدی خاص، بلکه به‌عنوان بیانِ رحمت و عدالت.

اختراعِ جایگزین، بازنویسیِ شریعت است.
خودداری از اختراعِ جایگزین‌ها، احترام به خدایی است که آن را بیان کرد.


ضمیمه ۸d: احکام طهارت، چرا بدون معبد قابل اجرا نیستند

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که فقط زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

تورات شامل احکام دقیق و مفصلی دربارهٔ طهارت و ناپاکی آیینی است. این فرمان‌ها هرگز لغو نشدند. عیسی هرگز آن‌ها را باطل نکرد. اما خدا، در پاسخ به بی‌وفایی اسرائیل، معبد، مذبح، کهانت و سکونت آشکار خود را از میان قوم برداشت. به سبب این برداشته‌شدن، احکام طهارت امروز قابل اجرا نیستند.

هرچند ما موجوداتی ناتوان هستیم، خدا در محبت خود نسبت به قوم برگزیده‌اش، برای قرن‌ها حضور خویش را در میان اسرائیل برقرار ساخت (خروج ۱۵:۱۷؛ دوم تواریخ ۶:۲؛ اول پادشاهان ۸:۱۲-۱۳). اما از سال ۷۰ میلادی به این‌سو، معبدی که در آن قدوسیت او آشکار و تجربه می‌شد دیگر وجود ندارد.

آنچه شریعت فرمان می‌داد

شریعت، وضعیت‌های حقوقی واقعیِ طاهر (טָהוֹר — tahor) و ناپاک (טָמֵא — tamei) را تعریف می‌کرد. انسان می‌توانست به سبب واقعیت‌های عادی و اجتناب‌ناپذیر زندگی انسانی ناپاک شود: زایمان (لاویان ۱۲:۲-۵)، حیض و دیگر ترشحات بدنی (لاویان ۱۵:۱۹-۳۰)، و تماس با مرده (اعداد ۱۹:۱۱-۱۳). این وضعیت‌ها اعمال گناه‌آلود نبودند. هیچ تقصیر اخلاقی در آن‌ها وجود نداشت. آن‌ها صرفاً وضعیت‌های حقوقی بودند که نزدیک‌شدن به امور مقدس را محدود می‌کردند.

برای همهٔ این وضعیت‌ها، شریعت همچنین فرایند تطهیر را مقرر کرده بود. گاه تنها انتظار کشیدن تا شامگاه کافی بود. در مواردی دیگر شست‌وشو لازم بود. و در برخی موارد، دخالت کاهن و قربانی ضرورت داشت. نکته این نیست که اسرائیل «احساس» ناپاکی می‌کرد. نکته این است که خدا مرزهای واقعی پیرامون قدوسیت خود مقرر کرده بود.

چرا این احکام اساساً وجود داشتند

نظام طهارت به این دلیل وجود داشت که خدا در میان اسرائیل، در فضایی مقدس و مشخص، ساکن بود. خود تورات دلیل آن را بیان می‌کند: اسرائیل باید از ناپاکی حفظ می‌شد تا مسکن خدا ناپاک نگردد و تا قوم در حالت ناپاک به حضور قدوس او نزدیک نشوند و نمیرند (لاویان ۱۵:۳۱؛ اعداد ۱۹:۱۳).

این بدان معناست که احکام ناپاکی، نه عادات سبک زندگی بودند و نه توصیه‌های بهداشتی. آن‌ها احکام معبد بودند. هدف آن‌ها همیشه یکسان بود: حفاظت از مسکن خدا و تنظیم دسترسی به آن.

معبد حوزهٔ اقتدار بود، نه صرفاً یک مکان

مقدس فقط ساختمانی مناسب برای فعالیت‌های دینی نبود. آن عرصهٔ حقوقی‌ای بود که بسیاری از احکام طهارت در آن اعتبار اجرایی داشتند. ناپاکی اهمیت داشت زیرا فضایی مقدس وجود داشت که باید محافظت می‌شد، اشیای مقدسی که باید نگه‌داری می‌شدند، و خدمتی مقدس که باید حفظ می‌گردید. معبد مرز حقوقی میان امر عادی و امر مقدس را ایجاد می‌کرد و شریعت خواستار حفظ این مرز بود.

وقتی خدا، در پاسخ به بی‌وفایی اسرائیل، مسکن خود را برداشت، شریعت خود را لغو نکرد. بلکه حوزه‌ای را که در آن بسیاری از احکام طهارت قابل اجرا بودند، برداشت. بدون مسکن، «نزدیک‌شدنِ» قانونی‌ای وجود ندارد که تنظیم شود، و فضای مقدسی هم نیست که از ناپاکی حفظ گردد.

احکام اصلی و مقررات مهار

لاویان ۱۵ شامل جزئیات فراوانی در سطح خانه است: بستر ناپاک، جای نشستن ناپاک، شست‌وشو، و وضعیت «ناپاک تا شامگاه». این جزئیات احکام مستقلی برای ایجاد یک سبک زندگی دائمی نبودند. آن‌ها مقررات مهاری بودند که تنها کارکردشان جلوگیری از رسیدن ناپاکی به مسکن خدا و آلوده‌کردن امور مقدس بود.

به همین دلیل است که این مقررات امروز به‌عنوان «اعمال عبادی» مستقل هیچ معنایی ندارند. بازسازی آن‌ها بدون معبدی که برای حفاظت از آن طراحی شده بودند، اطاعت نیست؛ تقلید نمادین است. خدا هرگز جانشینی برای نظام خود مجاز ندانست. هیچ احترامی برای خدا در تظاهر به این‌که مسکن مقدس او هنوز برپاست وجود ندارد، در حالی که خود خدا آن را برداشته است.

حیض معمولی

حیض معمولی در میان انواع ناپاکی‌های تورات منحصر‌به‌فرد است، زیرا قابل پیش‌بینی، اجتناب‌ناپذیر، و تنها با گذر زمان برطرف می‌شود. زن هفت روز ناپاک بود، و هرچه بر آن می‌خوابید یا می‌نشست ناپاک می‌شد؛ و هر که آن چیزها را لمس می‌کرد تا شام ناپاک بود (لاویان ۱۵:۱۹-۲۳). اگر مردی در آن مدت با او در یک بستر می‌خوابید، او نیز هفت روز ناپاک می‌شد (لاویان ۱۵:۲۴).

این ناپاکی منظم که با زمان برطرف می‌شد، نه به کاهن نیاز داشت، نه به قربانی و نه به مذبح. هدف حقوقی آن محدودکردن دسترسی به فضای مقدس بود. از همین رو، این احکام مانع زندگی روزمره نمی‌شدند و نیازمند نزدیکی دائمی به اورشلیم نبودند. وضعیت‌های طهارت و ناپاکی معنا داشتند زیرا مسکن خدا وجود داشت و دسترسی به آن توسط شریعت او تنظیم می‌شد. با برداشته‌شدن مسکن، این مقررات طهارت خانگی دیگر کاربرد حقوقی ندارند و بنابراین امروز قابل اجرا نیستند.

توضیح مهم: ممنوعیت روابط جنسی با زن در زمان حیض، حکمی کاملاً متفاوت است. این فرمان یک فرایند تطهیر نیست و برای معنا یا اجرای خود به معبد وابسته نیست (لاویان ۱۸:۱۹؛ لاویان ۲۰:۱۸). این ممنوعیت جنسی بسیار جدی است و فرمانی جداگانه است که همچنان باید امروز اطاعت شود.

خون‌ریزی غیرعادی

خون‌ریزی خارج از چرخهٔ معمول حیض به‌گونه‌ای متفاوت طبقه‌بندی می‌شد و نیازمند تکمیل وابسته به معبد بود. زن در تمام مدت خون‌ریزی ناپاک بود، و پس از پایان آن می‌بایست روزها را بشمارد و سپس قربانی‌هایی نزد کاهن، در ورودی مقدس، بیاورد (لاویان ۱۵:۲۵-۳۰). این یک دستهٔ «صرفاً زمانی» نیست. این دسته‌ای وابسته به کاهن و قربانی است. بنابراین امروز قابل اجرا نیست، زیرا خدا نظام لازم برای تکمیل آن را برداشته است.

ناپاکی ناشی از مرده

تماس با مرده نوع شدیدی از ناپاکی را پدید می‌آورد که مستقیماً معبد را تهدید می‌کرد. تورات در این‌جا با نهایت جدیت سخن می‌گوید: شخص ناپاکی که مسکن را آلوده می‌کرد، می‌بایست از میان قوم بریده شود، و این آلودگی به‌عنوان تعرض مستقیم به فضای مقدس خدا تلقی می‌شد (اعداد ۱۹:۱۳؛ اعداد ۱۹:۲۰). وسایل مقرر برای تطهیر به ابزارهایی وابسته بودند که خدا تعیین کرده بود و به چارچوب فعال معبد متکی بودند. بدون حوزهٔ اقتدار معبد، این دسته طبق فرمان قابل حل قانونی نیست.

چه چیزی با برداشته‌شدن مسکن خدا تغییر کرد

خدا معبد، مذبح و کهانت لاوی را در داوری برداشت. با این برداشته‌شدن، نظام طهارت عرصهٔ حقوقی خود را از دست داد. دیگر فضای مقدسی برای حفاظت وجود ندارد، نقطهٔ نزدیک‌شدن قانونی‌ای برای تنظیم نیست، و کهانتی منصوب‌شده برای انجام اعمال لازم، هنگامی که شریعت دخالت کاهنی را می‌طلبد، وجود ندارد.

بنابراین هیچ‌یک از احکام تطهیر امروز قابل اجرا نیستند — نه به این دلیل که شریعت پایان یافته، بلکه به این دلیل که خدا حوزه‌ای را که به آن‌ها اعتبار حقوقی می‌بخشید، برداشته است. شریعت پابرجاست. معبد نیست.

چرا «تطهیر» نمادین نافرمانی است

برخی می‌کوشند نظام خدا را با آیین‌های شخصی، شست‌وشوهای «روحانی»، یا بازسازی‌های خانگیِ ساختهٔ انسان جایگزین کنند. اما خدا هرگز جایگزینی را مجاز ندانست. اسرائیل آزاد نبود نسخه‌های تازه‌ای از تطهیر ابداع کند. اطاعت یعنی انجام دقیق آنچه خدا فرمان داده بود، در مکانی که او برگزیده بود، و به‌وسیلهٔ خادمانی که او منصوب کرده بود.

وقتی خدا ابزارهای اطاعت را برمی‌دارد، پاسخ وفادارانه تقلید نیست. پاسخ وفادارانه این است که آنچه خدا انجام داده را بپذیریم، اختراعات انسانی را رد کنیم، و احکامی را که در حال حاضر قابل اجرا نیستند محترم بشماریم.

نتیجه‌گیری

احکام طهارت هرگز لغو نشدند. آن‌ها وجود داشتند زیرا خدا در میان اسرائیل ساکن بود و دسترسی به حضور قدوس خود را تنظیم می‌کرد. در پاسخ به بی‌وفایی اسرائیل، خدا مسکن خود، معبد و کهانت را برداشت. به سبب این برداشته‌شدن، نظام طهارتی که بر معبد استوار بود امروز قابل اجرا نیست. ما هر آنچه هنوز قابل اطاعت است اطاعت می‌کنیم، و آنچه را که خدا ناممکن ساخته است با احترام به اعمال او و با خودداری از جایگزین‌کردن فرمان‌هایش با بدل‌های نمادین، گرامی می‌داریم.


ضمیمه ۸c: اعیاد کتاب‌مقدسی، چرا هیچ‌یک از آن‌ها امروز قابل اجرا نیست

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

اعیاد مقدس — آنچه شریعت واقعاً فرمان داد

اعیاد سالانه صرفاً جشن‌ها یا گردهمایی‌های فرهنگی نبودند. آن‌ها اجتماعاتی مقدس بودند که پیرامون هدایا، قربانی‌ها، نوبرانه‌ها، دهیک‌ها و الزامات طهارت شکل می‌گرفتند؛ اموری که خدا آن‌ها را مستقیماً به معبدی که خود برگزید پیوند داد (تثنیه ۱۲:۵-۶؛ تثنیه ۱۲:۱۱؛ تثنیه ۱۶:۲؛ تثنیه ۱۶:۵-۶). هر عید بزرگ — فِصَح، فطیر، هفته‌ها، شیپورها، روز کفاره، و سایبان‌ها — مستلزم آن بود که عبادت‌کننده در مکانی که خدا برگزیده بود در حضور یهوه ظاهر شود، نه در هر جایی که مردم ترجیح می‌دادند (تثنیه ۱۶:۱۶-۱۷).

  • عید فِصَح نیازمند بره‌ای بود که در عبادتگاه تقدیم شود (تثنیه ۱۶:۵-۶).
  • عید فطیر نیازمند قربانی‌های روزانه‌ای بود که با آتش تقدیم می‌شد (اعداد ۲۸:۱۷-۱۹).
  • عید هفته‌ها نیازمند تقدیم نوبرانه‌ها بود (تثنیه ۲۶:۱-۲؛ تثنیه ۲۶:۹-۱۰).
  • عید شیپورها نیازمند قربانی‌هایی «که با آتش تقدیم می‌شد» بود (اعداد ۲۹:۱-۶).
  • روز کفاره نیازمند آیین‌های کاهنانه در قدس‌الاقداس بود (لاویان ۱۶:۲-۳۴).
  • عید سایبان‌ها نیازمند قربانی‌های روزانه بود (اعداد ۲۹:۱۲-۳۸).
  • اجتماعِ روز هشتم نیازمند قربانی‌های اضافی به‌عنوان بخشی از همان چرخهٔ عید بود (اعداد ۲۹:۳۵-۳۸).

خدا این اعیاد را با دقت بسیار توصیف کرد و بارها تأکید نمود که آن‌ها اوقاتِ مقررِ او هستند و باید دقیقاً مطابق فرمان او برگزار شوند (لاویان ۲۳:۱-۲؛ لاویان ۲۳:۳۷-۳۸). هیچ بخشی از این فرایض به تفسیر شخصی، عرف محلی، یا سازگاری نمادین واگذار نشده بود. مکان، قربانی‌ها، کاهنان و هدایا همگی جزئی از فرمان بودند.

اسرائیل در گذشته چگونه این احکام را اطاعت می‌کرد

وقتی معبد برپا بود، اسرائیل اعیاد را دقیقاً همان‌گونه که خدا دستور داده بود به‌جا می‌آورد. مردم برای اوقات مقرر به اورشلیم سفر می‌کردند (تثنیه ۱۶:۱۶-۱۷؛ لوقا ۲:۴۱-۴۲). آنان قربانی‌های خود را نزد کاهنان می‌آوردند تا بر مذبح تقدیم شود. ایشان در مکانی که خدا تقدیس کرده بود در حضور یهوه شادمانی می‌کردند (تثنیه ۱۶:۱۱؛ نحمیا ۸:۱۴-۱۸). حتی خودِ عید فِصَح — کهن‌ترین عید ملی — پس از آنکه خدا عبادتگاهی مرکزی برقرار کرد، دیگر نمی‌توانست در خانه‌ها برگزار شود. این عید فقط در مکانی که یهوه نام خود را در آن قرار داد قابل برگزاری بود (تثنیه ۱۶:۵-۶).

کتاب‌مقدس همچنین نشان می‌دهد که وقتی اسرائیل کوشید اعیاد را به‌گونه‌ای نادرست برگزار کند چه رخ داد. هنگامی که یربعام روزها و مکان‌های جایگزین برای اعیاد ساخت، خدا کل نظام او را گناه شمرد (اول پادشاهان ۱۲:۳۱-۳۳). و زمانی که مردم معبد را نادیده گرفتند یا ناپاکی را روا داشتند، خودِ اعیاد نیز ناپذیرفتنی شدند (دوم تواریخ ۳۰:۱۸-۲۰؛ اشعیا ۱:۱۱-۱۵). الگو روشن است: اطاعت به معبد نیاز داشت و بدون معبد، اطاعتی در کار نبود.

چرا این فرامینِ مربوط به اعیاد امروز قابل اطاعت نیستند

پس از ویرانی معبد، ساختاری که برای اطاعت از اعیاد فرمان داده شده بود از میان رفت. نه خودِ اعیاد — زیرا شریعت تغییر نمی‌کند — بلکه عناصرِ الزامی:

  • هیچ معبدی وجود ندارد
  • هیچ مذبحی وجود ندارد
  • هیچ کهانتِ لاوی وجود ندارد
  • هیچ نظام قربانی‌ای وجود ندارد
  • هیچ مکانِ فرمان‌داده‌شده‌ای برای تقدیم نوبرانه‌ها وجود ندارد
  • هیچ امکانی برای تقدیم برهٔ فِصَح وجود ندارد
  • هیچ قدس‌الاقداسی برای روز کفاره وجود ندارد
  • هیچ قربانی روزانه‌ای در ایام سایبان‌ها وجود ندارد

از آنجا که خدا این عناصر را برای اطاعت از اعیاد لازم دانسته و چون جایگزین‌پذیر، قابل تطبیق یا نمادین‌سازی نیستند، اطاعتِ واقعی اکنون ناممکن است. همان‌گونه که موسی هشدار داد، اسرائیل مجاز نبود فِصَح را «در هر شهری که یهوه خدایتان به شما می‌دهد» برگزار کند، بلکه تنها «در مکانی که یهوه برمی‌گزیند» (تثنیه ۱۶:۵-۶). آن مکان دیگر برپا نیست.

شریعت همچنان وجود دارد. اعیاد همچنان وجود دارند. اما ابزارِ اطاعت از میان رفته است — و این به‌دست خودِ خدا رخ داده است (مراثی ۲:۶-۷).

خطای برگزاری نمادین یا اختراعیِ اعیاد

امروزه بسیاری می‌کوشند با بازنمایی‌های نمادین، گردهمایی‌های جماعتی، یا نسخه‌های ساده‌شدهٔ فرامین کتاب‌مقدسی «اعیاد را گرامی بدارند»:

  • برگزاری سِدِرهای فِصَح بدون بره
  • برپایی «اعیاد سایبان‌ها» بدون قربانی
  • جشن گرفتن «شاووعوت» بدون نوبرانه‌هایی که نزد کاهن برده شود
  • ایجاد «خدمات ماه نو» که هرگز در تورات فرمان داده نشده‌اند
  • اختراع «اعیاد تمرینی» یا «اعیاد نبوتی» به‌عنوان جایگزین

هیچ‌یک از این اعمال در هیچ‌جای کتاب‌مقدس دیده نمی‌شود.
هیچ‌یک توسط موسی، داوود، عزرا، عیسی یا رسولان انجام نشد.
هیچ‌یک با فرمان‌هایی که خدا داده است مطابقت ندارد.

خدا قربانی‌های نمادین را نمی‌پذیرد (لاویان ۱۰:۱-۳).
خدا پرستشی را که «در هر جا» انجام شود نمی‌پذیرد (تثنیه ۱۲:۱۳-۱۴).
خدا آیین‌هایی را که زاییدهٔ تخیل انسان‌اند نمی‌پذیرد (تثنیه ۴:۲).

عیدی بدون قربانی، عیدِ کتاب‌مقدسی نیست.
فِصَحی بدون بره‌ای که در معبد تقدیم شود، فِصَح نیست.
«روز کفاره‌ای» بدون خدمت کاهنانه، اطاعت نیست.

تقلید از این احکام بدون معبد، وفاداری نیست — بلکه پیش‌دستی و جسارت است.

اعیاد در انتظار معبدی هستند که فقط خدا می‌تواند آن را بازگرداند

تورات این اعیاد را «حکم‌هایی دائمی در تمام نسل‌ها» می‌خواند (لاویان ۲۳:۱۴؛ لاویان ۲۳:۲۱؛ لاویان ۲۳:۳۱؛ لاویان ۲۳:۴۱). هیچ‌چیز در کتاب‌مقدس — شریعت، انبیا یا اناجیل — هرگز این توصیف را لغو نمی‌کند. خودِ عیسی تأیید کرد که حتی کوچک‌ترین حرف از شریعت فرو نخواهد افتاد تا زمانی که آسمان و زمین بگذرد (متی ۵:۱۷-۱۸). آسمان و زمین هنوز باقی‌اند؛ پس اعیاد نیز باقی‌اند.

اما امروز قابل اطاعت نیستند، زیرا خدا این‌ها را برداشته است:

  • مکان
  • مذبح
  • کهانت
  • نظام قربانی‌ای که اعیاد را تعریف می‌کرد

بنابراین، تا زمانی که خدا آنچه را خود برداشته است بازنگرداند، ما این فرامین را با اذعان به کمالشان محترم می‌شماریم — نه با اختراع جایگزین‌های نمادین. وفاداری یعنی احترام گذاشتن به طرحِ خدا، نه تغییر دادن آن.


ضمیمه ۸b: قربانی‌ها، چرا امروز قابل اجرا نیستند

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که تنها زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

آنچه شریعت واقعاً مطالبه می‌کرد

در میان همهٔ فرمان‌هایی که به اسرائیل داده شد، هیچ‌کدام با چنین دقتی مانند قربانی‌ها توصیف نشده‌اند. خدا همه‌چیز را مشخص کرد: نوع حیوان، سن، سلامت، شیوهٔ به‌کارگیری خون، جایگاه مذبح، نقش کاهنان، و حتی جامه‌هایی که هنگام خدمت بر تن می‌کردند. هر قربانی — قربانی سوختنی، قربانی گناه، قربانی تقصیر، قربانی سلامتی، و قربانی‌های روزانه — از الگویی الهی پیروی می‌کرد که هیچ جایی برای خلاقیت شخصی یا تفسیر جایگزین باقی نمی‌گذاشت. «کاهن چنین کند… مذبح اینجا باشد… خون در آنجا قرار گیرد…». شریعت خدا نظامی از اطاعت دقیق است، نه مجموعه‌ای از پیشنهادهای قابل تطبیق.

قربانی هرگز صرفاً «کشتن حیوانی برای خدا» نبود. این عملی مقدس بود که فقط در صحن معبد انجام می‌شد (لاویان ۱۷:۳-۵؛ تثنیه ۱۲:۵-۶؛ تثنیه ۱۲:۱۱-۱۴)، فقط به‌دست کاهنان تقدیس‌شده از نسل هارون (خروج ۲۸:۱؛ خروج ۲۹:۹؛ لاویان ۱:۵؛ اعداد ۱۸:۷)، و فقط تحت شرایط طهارت آیینی (لاویان ۷:۱۹-۲۱؛ لاویان ۲۲:۲-۶). عبادت‌کننده محل را انتخاب نمی‌کرد. عبادت‌کننده تعیین نمی‌کرد چه کسی خدمت را انجام دهد. عبادت‌کننده تصمیم نمی‌گرفت خون چگونه یا کجا به‌کار رود. تمام این نظام، طرحِ خودِ خدا بود و اطاعت، احترام گذاشتن به هر جزئی از این طرح را می‌طلبید (خروج ۲۵:۴۰؛ خروج ۲۶:۳۰؛ لاویان ۱۰:۱-۳؛ تثنیه ۱۲:۳۲).

اسرائیل در گذشته چگونه این احکام را اطاعت می‌کرد

وقتی معبد برپا بود، اسرائیل این احکام را دقیقاً همان‌گونه که فرمان داده شده بود اطاعت می‌کرد. نسل‌های موسی، یوشع، سموئیل، سلیمان، حزقیا، یوشیا، عزرا و نحمیا همگی از راه قربانی‌هایی به خدا نزدیک می‌شدند که خودِ او مقرر کرده بود. هیچ‌کس مذبح را جایگزین نکرد. هیچ‌کس آیین تازه‌ای ابداع نکرد. هیچ‌کس در خانه‌ها یا گردهمایی‌های محلی قربانی تقدیم نکرد. حتی پادشاهان — با همهٔ اقتدارشان — از انجام وظایفی که مخصوص کاهنان بود منع شده بودند.

کتاب‌مقدس بارها نشان می‌دهد که هرگاه اسرائیل کوشید این نظام را تغییر دهد — با تقدیم قربانی در مکان‌های غیرمجاز یا با سپردن وظایف مقدس به غیرکاهنان — خدا پرستش آنان را رد کرد و اغلب داوری آورد (اول سموئیل ۱۳:۸-۱۴؛ دوم تواریخ ۲۶:۱۶-۲۱). وفاداری یعنی انجام دقیق آنچه خدا گفته است، در جایی که او برگزیده، و به‌وسیلهٔ خادمانی که او منصوب کرده است.

چرا این احکام امروز قابل اطاعت نیستند

پس از ویرانی معبد در سال ۷۰ میلادی به‌دست رومیان، کل نظام قربانی‌ها عملاً غیرقابل اجرا شد. نه به این دلیل که خدا آن را لغو کرده باشد، بلکه چون ساختاری که خدا خود برای اطاعت از این احکام مقرر کرده بود دیگر وجود ندارد. نه معبدی هست، نه مذبحی، نه قدس‌الاقداسی، نه کهانتی تقدیس‌شده، نه نظامی تثبیت‌شده از طهارت، و نه مکانی مجاز بر روی زمین که خون قربانی بتواند در حضور خدا عرضه شود.

بدون این عناصر، چیزی به نام «تمام تلاش خود را کردن» یا «نگه داشتن روح شریعت» وجود ندارد. اطاعت، شرایطی را می‌طلبد که خدا برقرار کرده است. وقتی آن شرایط از میان برداشته می‌شوند، اطاعت ناممکن می‌شود — نه به این سبب که ما نخواهیم اطاعت کنیم، بلکه به این دلیل که خودِ خدا ابزارهای لازم برای اجرای این احکام خاص را برداشته است.

آنچه دانیال دربارهٔ توقف قربانی‌ها نبوت کرد

خودِ کتب‌مقدس پیشگویی کرده بودند که قربانی‌ها متوقف خواهند شد — نه به این دلیل که خدا آن‌ها را لغو کند، بلکه چون معبد ویران خواهد شد. دانیال نوشت که «قربانی و هدیه متوقف خواهد شد» (دانیال ۹:۲۷)، اما علت را نیز بیان کرد: شهر و مقدسگاه به‌دست نیروهای دشمن ویران خواهد شد (دانیال ۹:۲۶). در دانیال ۱۲:۱۱ نیز نبی بار دیگر می‌گوید که قربانی دائمی «برداشته خواهد شد»؛ عبارتی که حذف از راه خشونت و ویرانی را توصیف می‌کند، نه لغو یک شریعت. هیچ‌چیز در دانیال نشان نمی‌دهد که خدا فرمان‌های خود را تغییر داده باشد. قربانی‌ها متوقف شدند، زیرا معبد ویران شد — دقیقاً همان‌گونه که نبی گفته بود. این امر تأیید می‌کند که خودِ شریعت دست‌نخورده باقی مانده است؛ تنها مکانی که خدا برای اطاعت برگزیده بود برداشته شد.

خطای قربانی‌های نمادین یا اختراعی

بسیاری از گروه‌های مسیحایی می‌کوشند بخش‌هایی از نظام قربانی را به‌صورت نمادین بازتولید کنند. آن‌ها وعده‌های فِصَح برگزار می‌کنند و آن را «قربانی» می‌نامند. در گردهمایی‌ها بخور می‌سوزانند. آیین‌ها را بازنمایی می‌کنند، هدایایی را تکان می‌دهند، و وانمود می‌کنند که از طریق نمایش‌ها «تورات را گرامی می‌دارند». دیگران تعالیمی چون «قربانی‌های نبوتی»، «قربانی‌های روحانی»، یا «تمرین‌هایی برای معبد آینده» می‌سازند. این کارها مذهبی به نظر می‌رسند، اما اطاعت نیستند — بلکه اختراع‌اند.

خدا هرگز قربانی‌های نمادین نخواست. خدا هرگز جایگزین‌هایی را که زاییدهٔ تخیل انسانی‌اند نپذیرفت. و خدا جلال نمی‌یابد وقتی مردم می‌کوشند آنچه را که او فقط برای درون معبد فرمان داده است، بیرون از آن انجام دهند. تقلید از این فرامین بدون معبد، وفاداری نیست؛ بلکه بی‌اعتنایی به همان دقتی است که خدا هنگام برقراری آن‌ها به کار برد.

قربانی‌ها در انتظار معبدی هستند که فقط خدا می‌تواند آن را بازگرداند

نظام قربانی‌ها نه ناپدید شده، نه لغو شده، و نه با اعمال نمادین یا استعاره‌های روحانیِ ساختهٔ انسان‌ها جایگزین شده است. هیچ‌چیز در شریعت، انبیا، یا سخنان عیسی اعلام نمی‌کند که فرامین مربوط به قربانی‌ها به پایان رسیده‌اند. عیسی اعتبار جاودان هر بخش از شریعت را تأیید کرد و گفت حتی کوچک‌ترین جزء آن فرو نخواهد افتاد تا زمانی که آسمان و زمین بگذرد (متی ۵:۱۷-۱۸). آسمان و زمین هنوز پابرجاست. پس فرامین نیز باقی‌اند.

در سراسر عهد عتیق، خدا بارها وعده داد که عهد او با کهانتِ هارونی «جاودان» است (خروج ۲۹:۹؛ اعداد ۲۵:۱۳). شریعت، فرایض قربانی را «حکمی دائمی در تمام نسل‌ها» می‌خواند (برای نمونه: لاویان ۱۶:۳۴؛ لاویان ۲۳:۱۴؛ لاویان ۲۳:۲۱؛ لاویان ۲۳:۳۱؛ لاویان ۲۳:۴۱). هیچ نبی‌ای هرگز پایان این فرامین را اعلام نکرد. برعکس، انبیا از آینده‌ای سخن می‌گویند که در آن ملت‌ها خدای اسرائیل را حرمت می‌نهند و خانهٔ او «خانهٔ دعا برای همهٔ قوم‌ها» خوانده می‌شود (اشعیا ۵۶:۷) — همان آیه‌ای که عیسی برای دفاع از قداست معبد نقل کرد (مرقس ۱۱:۱۷). عیسی این آیه را نقل نکرد تا پایان معبد را اعلام کند، بلکه برای محکوم کردن کسانی که آن را فاسد می‌کردند.

از آنجا که شریعت هرگز این قربانی‌ها را لغو نکرد، و عیسی هرگز آن‌ها را لغو نکرد، و انبیا هرگز لغوشان را تعلیم ندادند، تنها به نتیجه‌ای می‌رسیم که کتاب‌مقدس اجازه می‌دهد: این فرامین بخشی از شریعت جاودان خدا باقی مانده‌اند و امروز صرفاً به این دلیل قابل اطاعت نیستند که عناصری که خودِ خدا مقرر کرده بود — معبد، کهانت، مذبح و نظام طهارت — در دسترس نیست.

تا زمانی که خدا آنچه را خود برداشته است بازنگرداند، موضع درست فروتنی است — نه تقلید. ما نمی‌کوشیم آنچه را خدا معلق کرده است بازسازی کنیم. ما مذبح را جابه‌جا نمی‌کنیم، مکان را تغییر نمی‌دهیم، آیین را دگرگون نمی‌سازیم، و نسخه‌های نمادین اختراع نمی‌کنیم. ما شریعت را به رسمیت می‌شناسیم، کمال آن را محترم می‌شماریم، و از افزودن یا کاستن بر آنچه خدا فرمان داده است سر باز می‌زنیم (تثنیه ۴:۲). هر چیز کمتر از این، اطاعتِ جزئی است، و اطاعتِ جزئی نافرمانی است.


ضمیمه ۸a: احکام خدا که به معبد نیاز دارند

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای است که احکام خدا را بررسی می‌کند؛ احکامی که فقط زمانی قابل اطاعت بودند که معبد در اورشلیم برپا بود.

مقدمه

از همان آغاز، خدا مقرر کرد که برخی بخش‌های شریعت او فقط در یک مکان مشخص اجرا شوند: معبدی که او برگزید تا نام خود را در آن قرار دهد (تثنیه ۱۲:۵-۶؛ تثنیه ۱۲:۱۱). بسیاری از فرایضی که به اسرائیل داده شد — قربانی‌ها، هدایا، آیین‌های طهارت، نذرها، و وظایف کهانتِ لاوی — به یک مذبحِ واقعی، به کاهنانی از نسلِ هارون، و به نظامی از طهارت وابسته بود که فقط تا زمانی وجود داشت که معبد برپا بود. هیچ پیامبری و حتی خودِ عیسی هرگز تعلیم نداد که این فرمان‌ها می‌توانند به جای دیگری منتقل شوند، با شرایط جدید سازگار گردند، با اعمال نمادین جایگزین شوند، یا به‌صورت جزئی اطاعت شوند. اطاعتِ حقیقی همیشه ساده بوده است: یا دقیقاً همان را که خدا فرمان داده انجام می‌دهیم، یا در حال اطاعت نیستیم: «چیزی بر آنچه به شما فرمان می‌دهم نیفزایید و چیزی از آن کم نکنید؛ بلکه فقط فرمان‌های یهوه خدای خود را که به شما می‌دهم نگاه دارید» (تثنیه ۴:۲. همچنین بنگرید به تثنیه ۱۲:۳۲؛ یوشع ۱:۷).

تغییر در شرایط

پس از ویرانی معبدِ اورشلیم در سال ۷۰ میلادی، شرایط تغییر کرد. نه به این دلیل که شریعت تغییر کرده باشد — شریعت خدا کامل و ابدی باقی می‌ماند — بلکه به این دلیل که عناصری که خدا برای اجرای این فرمان‌های مشخص مقرر کرده بود، دیگر وجود ندارد. وقتی نه معبدی هست، نه مذبحی، نه کاهنانِ تقدیس‌شده‌ای، و نه خاکسترِ تلیسهٔ سرخ، تکرارِ آنچه نسل‌های موسی، یوشع، داوود، حزقیا، عزرا و رسولان با وفاداری اطاعت کردند، به‌معنای واقعی کلمه ناممکن می‌شود. مسئله، بی‌میلی نیست؛ مسئله، ناممکن بودن است. خودِ خدا آن در را بست (مراثی ۲:۶-۷)، و هیچ انسانى اختیار ندارد چیزی دیگر اختراع کند.

نقاشیِ فرانچسکو هایِز که ویرانیِ معبدِ دوم را در سال ۷۰ میلادی نشان می‌دهد
نقاشیِ فرانچسکو هایِز که ویرانیِ معبدِ دوم را در سال ۷۰ میلادی نشان می‌دهد

خطای اطاعتِ اختراعی یا نمادین

با این حال، بسیاری از جنبش‌ها و گروه‌های مسیحایی که می‌کوشند بخش‌هایی از زندگیِ اسرائیلی را احیا کنند، شکل‌های کاهش‌یافته، نمادین، یا بازسازی‌شده‌ای از این احکام ساخته‌اند. آن‌ها جشن‌هایی را برگزار می‌کنند که هرگز در تورات فرمان داده نشده است. «تمرین‌های اعیاد» و «ضیافت‌های نبوتی» را ابداع می‌کنند تا جای چیزی را بگیرد که زمانی به قربانی‌ها، کهانت، و مذبحی مقدس نیاز داشت. آن‌ها این ساخته‌ها را «اطاعت» می‌نامند، در حالی که در واقع فقط اختراعات انسانی‌اند که با زبانِ کتاب‌مقدسی آراسته شده‌اند. نیت ممکن است صادقانه به نظر برسد، اما حقیقت تغییر نمی‌کند: وقتی خدا هر جزئیاتِ آنچه را می‌خواست مشخص کرده است، چیزی به نام اطاعتِ جزئی وجود ندارد.

دیوار غربی، بازمانده‌ای از معبدِ اورشلیم
دیوار غربی، که به «دیوار ندبه» نیز شناخته می‌شود، بازمانده‌ای از معبدِ اورشلیم است که در سال ۷۰ میلادی به‌دست رومیان ویران شد.

آیا خدا تلاش‌های ما را برای انجامِ چیزی که او منع کرده می‌پذیرد؟

یکی از زیان‌بارترین اندیشه‌هایی که امروز رواج دارد این است که گمان می‌شود خدا خشنود است وقتی ما «تمامِ توانِ خود را» برای اطاعت از فرمان‌هایی که به معبد وابسته بود به کار می‌گیریم؛ گویی ویرانیِ معبد برخلاف ارادهٔ او رخ داده و ما می‌توانیم با اعمال نمادین، به‌نحوی یا به‌گونه‌ای به او آرامش بدهیم. این سوءبرداشتی جدی است. خدا به بداهه‌پردازی‌های ما نیاز ندارد. او به جانشین‌های نمادینِ ما نیاز ندارد. و او زمانی جلال نمی‌یابد که ما دستورهای دقیقِ او را نادیده بگیریم تا نسخه‌های خودمان از «اطاعت» را بسازیم. اگر خدا فرمان داده است که برخی احکام فقط در جایی انجام شوند که او برگزیده، با کاهنانی که او منصوب کرده، و بر مذبحی که او تقدیس کرده است (تثنیه ۱۲:۱۳-۱۴)، پس تلاش برای اجرای آن‌ها در جایی دیگر — یا به شکلی دیگر — پرستش نیست؛ نافرمانی است. معبد تصادفی برداشته نشد؛ به حکمِ خدا برداشته شد. رفتار کردن چنان‌که گویی می‌توانیم چیزی را که خودِ او معلق کرده دوباره بازسازی کنیم، وفاداری نیست، بلکه جسارت و پیش‌دستی است: «آیا یهوه از قربانی‌های سوختنی و ذبیحه‌ها همان‌قدر خشنود می‌شود که از اطاعتِ صدای یهوه؟ اینک، اطاعت بهتر از قربانی است» (اول سموئیل ۱۵:۲۲).

هدف این مجموعه

هدف این مجموعه روشن کردن همین حقیقت است. ما هیچ فرمانی را رد نمی‌کنیم. اهمیتِ معبد را کم‌رنگ نمی‌سازیم. ما انتخاب نمی‌کنیم که کدام احکام را اطاعت کنیم و کدام را نادیده بگیریم. هدف ما این است که دقیقاً نشان دهیم شریعت چه فرمان داده بود، این فرایض در گذشته چگونه اطاعت می‌شد، و چرا امروز قابل اطاعت نیست. ما بدون افزودن، سازگار کردن، یا خلاقیتِ انسانی، به کتاب‌مقدس وفادار خواهیم ماند (تثنیه ۴:۲؛ تثنیه ۱۲:۳۲؛ یوشع ۱:۷). هر خواننده خواهد فهمید که ناممکن بودنِ امروز، شورش نیست؛ بلکه فقط نبودِ همان ساختاری است که خودِ خدا مقرر کرده بود.

پس، از بنیاد آغاز می‌کنیم: شریعت واقعاً چه فرمان داده بود — و چرا این اطاعت فقط تا زمانی ممکن بود که معبد وجود داشت.


ضمیمه ۷d: پرسش و پاسخ — باکره‌ها، بیوه‌ها و زنان مطلقه

به این مطالعه گوش دهید یا آن را به‌صورت صوتی دانلود کنید
00:00
00:00دانلود

این صفحه بخشی از مجموعه‌ای دربارهٔ پیوندهایی است که خدا می‌پذیرد و ترتیب آن به این صورت است:

  1. ضمیمه ۷a: باکره‌ها، بیوه‌ها و زنان مطلقه: ازدواج‌هایی که خدا می‌پذیرد.
  2. ضمیمه ۷b: نامه طلاق — حقایق و افسانه‌ها.
  3. ضمیمه ۷c: مرقس ۱۰:۱۱-۱۲ و برابری دروغین در زنا.
  4. ضمیمه ۷d: پرسش و پاسخ — باکره‌ها، بیوه‌ها و زنان مطلقه (صفحه کنونی).

ازدواج چیست، بر اساس تعریف خدا؟

از آغاز، کتب مقدس آشکار می‌سازند که ازدواج به‌وسیلهٔ مراسم، سوگندها یا نهادهای انسانی تعریف نمی‌شود، بلکه به لحظه‌ای تعریف می‌شود که زنی — خواه باکره باشد یا بیوه — با مردی رابطهٔ جنسی برقرار می‌کند. این نخستین آمیزش همان چیزی است که خودِ خدا اتحادِ دو جان را در یک تن می‌شمارد. کتاب‌مقدس پیوسته نشان می‌دهد که تنها از طریق همین پیوندِ جنسی است که زن به مرد پیوسته می‌شود، و تا هنگامِ مرگِ او به وی بسته می‌ماند. بر همین بنیاد — که از کتاب‌مقدس روشن است — به پرسش‌های رایج دربارهٔ باکره‌ها، بیوه‌ها و زنان مطلّقه می‌پردازیم و تحریف‌هایی را که به‌سببِ فشارِ جامعه پدید آمده است برملا می‌کنیم.

در اینجا برخی از رایج‌ترین پرسش‌ها دربارهٔ آنچه کتاب‌مقدس واقعاً دربارهٔ ازدواج، زنا و طلاق تعلیم می‌دهد گردآوری شده است. هدف ما بر پایهٔ کتاب‌مقدس، روشن‌کردن برداشت‌های نادرستی است که در گذر زمان رواج یافته و اغلب مستقیماً با فرامین خدا در تضاد بوده‌اند. همهٔ پاسخ‌ها از دیدگاهی کتابی پیروی می‌کنند که سازگاریِ میان عهد عتیق و عهد جدید را حفظ می‌کند.

پرسش: دربارهٔ راحاب چه؟ او زن بدکاره‌ای بود، با این حال ازدواج کرد و در نسبِ عیسی است!

«هر چه در آن شهر بود، همگی را به دمِ شمشیر به کلی نابود کردند — هم مردان و هم زنان، خرد و کلان، نیز گاوان و گوسفندان و درازگوشان» (یوشع ۶:۲۱). راحاب بیوه بود هنگامی که به اسرائیلیان پیوست. یوشع هرگز اجازه نمی‌داد یهودی با زنِ غیریهودیِ غیرباکره ازدواج کند، مگر آن‌که او ایمان آورده و بیوه می‌بود؛ تنها در آن صورت، طبق شریعت خدا، او برای پیوند با مردی دیگر آزاد می‌شد.

پرسش: مگر عیسی برای آمرزشِ گناهانِ ما نیامد؟

بله، عملاً همهٔ گناهان، از جمله زنا، وقتی که جان توبه کند و به سوی عیسی بگردد آمرزیده می‌شود. امّا پس از آمرزش، آن شخص باید رابطهٔ زناکارانه‌ای را که در آن است ترک کند. این در موردِ همهٔ گناهان صادق است: دزد باید دزدی را رها کند، دروغ‌گو باید دروغ گفتن را ترک کند، هتّاک باید هتاکی را کنار بگذارد، و غیره. به همین قیاس، زناکار نمی‌تواند در رابطهٔ زناکارانه بماند و انتظار داشته باشد که گناهِ زنا دیگر وجود نداشته باشد.

تا زمانی که شوهرِ نخستِ زن زنده است، جانِ او به جانِ وی پیوسته است. وقتی او بمیرد، جانش نزد خدا بازمی‌گردد (جامعه ۱۲:۷) و تنها آنگاه جانِ زن آزاد است که اگر بخواهد با جانِ مردی دیگر پیوند بخورد (رومیان ۷:۳). خدا گناهانِ آینده را نمی‌آمرزد — فقط گناهانِ بالفعل را. اگر کسی در کلیسا طلبِ آمرزش کند و آمرزیده شود، امّا همان شب با کسی که طبق نظرِ خدا همسرِ او نیست هم‌بستر شود، دوباره مرتکبِ زنا شده است.

پرسش: مگر کتاب‌مقدس به تازه‌ایمان می‌گوید: «اینک همه چیز نو شد»؟ آیا این یعنی می‌توانم از صفر شروع کنم؟

خیر. آیاتی که از زندگیِ تازهٔ شخصِ توبه‌کار سخن می‌گویند، دربارهٔ چگونگیِ زیستنِ او پس از آمرزشِ گناهان است و به این معنا نیست که پیامدهای خطاهای گذشتهٔ او پاک شده است.

بله، رسول پولس در آیهٔ ۱۷ از دوم قرنتیان ۵ نوشت: «پس اگر کسی در مسیح باشد، خلقتی تازه است؛ چیزهای کهنه گذشت، اینک همه چیز نو شده است» و این را نتیجهٔ سخنش در دو آیهٔ پیش‌تر (آیهٔ ۱۵) قرار داد: «و او برای همه مرد، تا آنان که زندگی می‌کنند دیگر برای خود زندگی نکنند بلکه برای او که برای ایشان مرد و برخاست.» این هیچ ربطی به این ندارد که خدا به زن اجازه دهد زندگیِ عاطفیِ خود را از صفر آغاز کند، چنان‌که بسیاری از رهبرانِ دنیوی تعلیم می‌دهند.

پرسش: مگر کتاب‌مقدس نمی‌گوید خدا «اعصارِ نادانی» را نادیده می‌گرفت؟

عبارتِ «اَعصارِ نادانی» (اعمال ۱۷:۳۰) را پولس هنگامی گفت که از یونان می‌گذشت و با مردمی بت‌پرست سخن می‌گفت که هرگز دربارهٔ خدای اسرائیل، کتاب‌مقدس یا عیسی نشنیده بودند. هیچ‌یک از کسانی که این متن را می‌خوانند پیش از ایمان آوردن نسبت به این امور ناآگاه نبودند.

علاوه بر این، این بخش به توبه و آمرزشِ گناهان مربوط است. کلام حتی اشاره هم نمی‌کند که برای گناهِ زنا آمرزشی نیست. مسئله این است که بسیاری فقط آمرزشِ زناهای انجام‌شده را نمی‌خواهند؛ بلکه می‌خواهند در رابطهٔ زناکارانه نیز ادامه دهند — و خدا این را، چه از مرد و چه از زن، نمی‌پذیرد.

پرسش: چرا دربارهٔ مردان چیزی گفته نمی‌شود؟ مگر مردان زنا نمی‌کنند؟

چرا، مردان نیز زنا می‌کنند و کیفرِ آن در روزگارِ کتاب‌مقدس برای هر دو یکسان بود. امّا خدا چگونگیِ وقوعِ زنا را برای هر یک به‌گونه‌ای متفاوت در نظر می‌گیرد. میان باکرگیِ مرد و پیوندِ زناشویی هیچ ارتباطی وجود ندارد. این زن است نه مرد که تعیین می‌کند آیا رابطه‌ای زنا است یا نه.

بر اساسِ کتاب‌مقدس، مردی ـ چه متأهل و چه مجرد ـ هرگاه با زنی که نه باکره است و نه بیوه، رابطه برقرار کند مرتکبِ زنا می‌شود. برای نمونه، اگر مردی ۲۵ ساله و باکره با دخترِ ۲۳ ساله‌ای که باکره نیست هم‌بستر شود، آن مرد مرتکبِ زنا می‌شود؛ زیرا آن زن طبق نظرِ خدا، همسرِ مردِ دیگری است (متی ۵:۳۲؛ رومیان ۷:۳؛ لاویان ۲۰:۱۰؛ تثنیه ۲۲:۲۲-۲۴).

باکره‌ها، بیوه‌ها و زنانِ غیرباکره در جنگ
مرجع دستور
اعداد ۳۱:۱۷-۱۸ همهٔ مردان و زنانِ غیرباکره را نابود کنید. باکره‌ها زنده نگاه داشته شوند.
داوران ۲۱:۱۱ همهٔ مردان و زنانِ غیرباکره را نابود کنید. باکره‌ها زنده نگاه داشته شوند.
تثنیه ۲۰:۱۳-۱۴ همهٔ مردانِ بالغ را نابود کنید. زنانِ باقی‌مانده، بیوه‌ها و باکره‌ها هستند.

پرسش: پس زنِ مطلّقه/جداشده تا وقتی شوهرِ سابقش زنده است نمی‌تواند ازدواج کند، امّا مرد نیازی ندارد منتظر بماند تا همسرِ سابقش بمیرد؟

نه، نیازی ندارد. طبق شریعتِ خدا، مردی که به دلایلِ کتابی از همسرش جدا می‌شود (نگاه کنید به متی ۵:۳۲) می‌تواند با باکره یا بیوه ازدواج کند. امّا واقعیت این است که امروزه در تقریباً همهٔ موارد، مرد از همسرش جدا می‌شود و با زنِ مطلّقه/جداشده ازدواج می‌کند و آنگاه در زناست؛ زیرا از نظرِ خدا، همسرِ تازهٔ او به مردِ دیگری تعلق دارد.

پرسش: از آن‌جا که مرد با ازدواج با باکره‌ها یا بیوه‌ها مرتکبِ زنا نمی‌شود، آیا این یعنی خدا امروز چندهمسری را می‌پذیرد؟

خیر. چندهمسری در روزگارِ ما به‌سببِ انجیلِ عیسی و کاربردِ سخت‌گیرانه‌ترِ شریعتِ پدر مجاز نیست. «حرفِ شریعت» که از آغازِ آفرینش عطا شد (τὸ γράμμα τοῦ νόμουto grámma tou nómou) بیان می‌کند که جانِ زن فقط به یک مرد بسته است، امّا بیان نمی‌کند که جانِ مرد فقط به یک زن بسته است. به همین دلیل است که در کتاب‌مقدس، زنا همواره به‌منزلهٔ گناهی علیهِ شوهرِ زن شناخته می‌شود. از این‌رو خدا هرگز نگفت پدرسالاران و پادشاهان زناکار بودند، چون همسرانشان هنگامِ ازدواج باکره یا بیوه بودند.

امّا با آمدنِ مسیح، «روحِ شریعت» را به‌تمامی دریافت کردیم (τὸ πνεῦμα τοῦ νόμουto pneûma tou nómou). عیسی، یگانه سخنگویی که از آسمان آمد (یوحنا ۳:۱۳؛ یوحنا ۱۲:۴۸-۵۰؛ متی ۱۷:۵)، تعلیم داد که همهٔ فرامینِ خدا بر محبت و خیرِ مخلوقاتش بنا شده است. حرفِ شریعت، صورتِ ظاهری است؛ روحِ شریعت، ذات و مقصودِ آن است.

در موضوعِ زنا، هرچند حرفِ شریعت، بودنِ مرد با بیش از یک زن را — به شرطِ آن‌که آنان باکره یا بیوه باشند — صریحاً منع نمی‌کند، روحِ شریعت چنین کاری را روا نمی‌دارد. چرا؟ زیرا امروز برای همهٔ طرف‌ها رنج و آشفتگی به بار می‌آورد — و محبت به همسایه همچون خویشتنْ دومین فرمانِ بزرگ است (لاویان ۱۹:۱۸؛ متی ۲۲:۳۹). در روزگارِ کتاب‌مقدس، این امری پذیرفته و موردِ انتظارِ فرهنگی بود؛ در روزگارِ ما، از هر جهت ناپذیرفتنی است.

پرسش: اگر زوجِ جداشده تصمیم بگیرند آشتی کنند و ازدواج را بازسازی نمایند، آیا اشکالی دارد؟

بله، زوج می‌توانند آشتی کنند، به شرطِ آن‌که:

  1. شوهر واقعاً نخستین مردِ زن بوده باشد، وگرنه حتی پیش از جدایی نیز آن ازدواج معتبر نبوده است.
  2. زن در دورهٔ جدایی با مردِ دیگری هم‌بستر نشده باشد (تثنیه ۲۴:۱-۴؛ ارمیا ۳:۱).

این پاسخ‌ها تأکید می‌کند که تعلیمِ کتابی دربارهٔ ازدواج و زنا از آغاز تا انجامِ کتاب‌مقدس منسجم و سازگار است. با پیرویِ وفادارانه از آنچه خدا تعیین کرده است، از کژفهمی‌های آموزه‌ای پرهیز می‌کنیم و قداستِ پیوندی را که او برقرار کرده محفوظ می‌داریم.